در مصاحبه با جمیله زارع، مدیر پژوهش و آزمایشگاه دانشگاه پیام نور قشم
خانم جمیله زارع دکترای آلودگی محیط زیست با تخصص آب، کارشناس ارشد مدیریت محیط زیست و کارشناسی مهندسی محیط زیست، مدیر پژوهش و آزمایشگاه دانشگاه پیام نور مرکز بین المللی قشم است و از تجربیات خود در زمینه پژوهشهای محیط زیستی در قشم برایمان سخن میگوید.
محیط زیست، سرمایه ملی
من برای شروع تحصیل در این رشته در دوره کارشناسی، خودخواسته محیط زیست را انتخاب نکردم. من این رشته را نمیشناختم. سال ۷۷ به مقطع کارشناسی ورود کردم و اصلاً نمیدانستم که محیط زیست چه رشتهای است. در سال سوم دانشجویی با یکی دو استاد بسیار پرانگیزه و فعّال در حوزه محیط زیست و یکی دو همکلاسیای که انگار با شناخت به این رشته آمده بودند و بسیار کار میکردند آشنا شدم. از اینرو من به این رشته علاقهمند شدم تا مقطع دکترا ادامه دادم، چرا که احساس میکردم در کشور در برخی حوزهها از جمله آلودگی محیط زیست به افرادی نیاز دارد، در حوزههایی که در کشور ما نادیده گرفته و مظلوم واقع شدند. این مظلومیت همچنان ادامه دارد ولی ما پابرجا به مبارزه خود ادامه میدهیم تا این فرهنگ را جا بیندازیم که اگر محیط زیست از بین رفت دیگر جایی برای زندگی ما نیست.
بر همین اساس من رشتههای خود را در مقاطع ارشد و دکتری را با علاقه انتخاب کردم و زمانی که تصمیم گرفتم رشته مدیریت محیط زیست را بخوانم با این هدف بود که بتوانم محیط زیست انسانی را مطالعه کرده و بهبود ببخشم. چرا که نیاز کشور را محیط زیست انسانی دیدم. اساتیدی هستند که در محیط طبیعی، کشتزارها و طبیعت فعالیت میکنند و ما در کنار آنها محیط انسانی را مدیریت میکنیم با این مفهوم که تمرکز ما بیشتر روی انسانها و محیطهای صنعتی است.
کنترل صنایع برابر با توسعه پایدار
همانطور که همه ما میدانیم ما قریب به ۵۸۰۰ کیلومتر نوار ساحلی در شمال و جنوب کشور داریم. اما این حجم وسیع نوار ساحلی در۷ استان، که ۲۵ درصد مساحت کشور را در بر گرفته است، تنها ۱۰ درصد جمعیت کشور را در خود جا دادهاست.. یعنی ۱۰ درصد از جمعیت مردم در نوار ساحلی ساکن هستند. نوار ساحلی که ۲۵ درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده است، تنها 2 درصد از تولید ناخالص ایران، از دریا سهم دارد. این غیر قابل چشمپوشی است. اقتصاد کشور ما بر پایه نفت است در حالی که بسیاری از کشورهای دنیا از جمله چین به عنوان یکی از اقتصادهای برتر دنیا، بر پایه دریا اداره میشود و از فناوریهای جدید برای استحصال منابع دریایی استفاده میکند.
از نظر ژئوپولتیک نیز باید پذیرفت که بسیاری از مرزهای دریایی ما مشخص نیست. این شاید حوزهای باشد که علوم سیاسی باید به آن ورود کند، ولی این دغدغه من به عنوان یک محیط زیستی هم هست. چرا که ما با کشور امارات همسایه هستیم، اما مرز دریاییمان مشخص نیست، بر اساس قانون ۱۹۸۲حقوق دریا هر کشور ساحلی میتواند از منابع زیردریا بر اساس توانایی برداشت خود، برداشت کند و ما نمیتوانیم توان برداشت خود را با امارات مقایسه کنیم. این کشورها امکانات بیشتری برای استحصال منابع زیردریا دارند و قانون حقوق دریا این اجازه را به آنها داده است.
از طرف دیگر ما همان نفتی را نیز که پایۀ اقتصاد کشور است، درست استحصال نمیکنیم چرا که هنوز مرزهای آبی ما مشخص نیست و سایر کشورهای حوزه از این منابع برداشت میکنند. باید توجه داشت که نفت یکی از منابع تجدیدناپذیر است.
یکی دیگر از دغدغههایی که وجود دارد، بحث جزایر مصنوعی است. کشور ما هیچ جزیره مصنوعی ندارد، ولی کشور امارات ۱۸۰۰ کیلومتر با ساخت جزایر مصنوعی به مرزهای آبی خود افزوده است. بر اساس قانون حقوق دریا کشوری که نوار ساحلی بیشتری داشته باشد، حق بیشتری برای برداشت از منابع دریایی خواهد داشت. البته جزایر مصنوعی را جزو مرزهای ساحلی محسوب نمیکنند، ولی این قانون فعلی است و ممکن است جهانی که بر پایه پول میچرخد در آینده به این قوانین پابند نباشد و امارات پیشبینی آینده خود را کرده است.
این در حالی است که ما در خواب به سر میبریم و از آنچه که امروز نیز در اختیار داریم، بهرهبرداری نمیکنیم. ما انواع گونههای جلبکی، و تنوع گونه ماهی بالایی در خلیج فارس داریم. به دلایل مختلف ممکن است گونههای آبزی نتوانند جای زیادی در سبد غذای یک ایرانی باز کنند، اما میتوانیم در راستای توسعه پایدار، این منابع را صادر کنیم؛ حتی برای این موضوع ابتدایی نیز نتوانستهایم برنامه مدونی داشته باشیم.
ما نمیتوانیم در کنار این همه ناکارآمدی از انرژیهای نو صحبت کنیم. هنگامی که ما در جزیره قشم و در جوار خلیج فارس زندگی میکنیم، در شرایطی که درجه دما ۵۰ الی ۶۰ درجه سانتیگراد است و گوشی تلفن من خطای درجه حرارت را در اتاق من میدهد، چرا نمیتوانیم انرژی خورشیدی را استحصال کنیم؟ در کل جزیره قشم که در دهه ۷۰ توسط منطقه آزاد رشد و توسعه خود را آغاز کرد، استحصال انرژی خورشیدی، بسیار بسیار، محدود است و آنقدر نیست که بتوان آن را به چرخه تولید اضافه کرد. این جای زیادی برای کار دارد و حیف است که ما نتوانیم از آن استفاده کنیم.
تنوع گونه های ماهی در خلیج فارس برخوردار از نقشی به سزا در اقتصاد کشور است
نگهداری از ثروتهای ملی قشم، نیازمند آموزش مردم
من اصالتاً خوزستانی هستم ولی بندر عباس به دنیا آمدم و بندر عباس بزرگ شدم. زمانی که من در اوایل دهه 80 دانشجوی کارشناسی ارشد بودم، وارد عرصه فعالیتهای پژوهشی شدم و علاقه شدیدی داشتم که منابع استان و نحوه استفاده از آن را بهتر بشناسم. سال 84 تصمیم گرفتم که به قشم نقل مکان کنم و مشاور شهردار قشم شدم. این برای من کافی نبود و دوست داشتم بیشتر از توان و انرژی خود برای کمک به مردم قشم استفاده کنم. یک NGO تشکیل دادم. NGO، بهسازان طبیعت، یک سازمان محیط زیستی بود. من به همراه یکی از اعضای گروه آغاز به آموزش مردم منطقه به ویژه روستاهای نزدیک به ساحل کردیم. در مساجد دورههای آموزشی-مدیریت محیط زیست سواحل را برای خانوادهها برگزار کردیم. آموزش بر خلاف نظر عموم نیاز نیست که پیچیده و دهان پرکن باشد. بلکه بر حسب نیاز منطقه میتواند بسیار کوچک و کارآمد باشد. این که به مردم روستاهای ساحلی آموزش دهیم، در صورتی که فرزند شما در ساحل دچار گزیدگیهای ساحل از طرف سفره ماهی شد، با شستشوی ساده با سرکه و آب یخ ، بانداژ و مراجعه به اولین کلینیک درمانی میتوانید شرایط را مدیریت کنید.
اینکه روستاییهایی که کنار جنگلهای حرا به عنوان بزرگترین ذخیرهگاه زیست کره، زندگی میکنند چگونه باید از این ثروت ملی نگهداری کنند.
مردم و جوامع محلی بسیار مهماند و در حفظ محیط زیست برای ما مثل یک جواهر گرانبها هستند. زمانی که ارزش محیط زیست منطقه را بدانند از آن به خوبی مراقبت و نگهداری میکنند. زمانی که به آنها آموزش میدهیم که برای مدارس ابتدایی خود بروشور طراحی کرده و برای حفاظت از ذخیرهگاه زیست کره پخش کرده و بچههای خود را نسبت به ارزش این ذخایر آگاه کنید، در آن منطقه دستاورد بزرگی داشتهایم.
افزایش آگاهی و آموزش بانوان قشم
ما این آموزش را به مدت یکسال در روستاها در سال 84 ادامه دادیم. پس از آن بانوان بیسرپرست و بدسرپرست را از طریق بیمارستان شناسایی کردیم و با برگزاری دورههای آموزشی به آنها یاد دادیم که چگونه مردم محلی را برای حفظ محیط زیست آموزش دهند. پیش از این در محلات قدیم قشم، حتی آب حمام خود را در کوچهها رها میکردند.
ما به بانوان آموزش دادیم که تک به تک به منازل مراجعه کرده و برگههای بهداشت را به آنها داده تا عوارض را به آنها یادآوری کنند و از سوی دیگر از شهرداری خواستیم در راستای تغییر ساختار به این خانوارها کمک کنند. یعنی جدولکشی شهری و روستایی اجرا شده و تصفیهخانههای ابتدایی را در مجاورت سواحل راهاندازی کنند. این طرح با توجه به این که من در آن زمان مشاور شهردار بودم، تا حدودی موفق بود .
در سال 88 من به عنوان مدرس دانشگاه و در استخدام دانشگاه پیام نور، در جزیره ماندگار شدم و همچنان به عنوان مدیر پژوهش در این جزیره ساکن هستم و در کنار آن فعالیتهای دیگری را نیز انجام دادهام.
بانوان می توانند در حفظ محیط زیست نقش بسزایی داشته باشند
اقتصاد دریامحور و توجه به توسعه پایدار
موضوع اقتصاد دریا بر اساس تمرکززایی در سواحل طراحی شده و اگر شما بتوانید امکانات را به سمت سواحل، مناطق دریایی برده و شهرهای ساحلی را به سمت پیشرفت سوق دهید، میتوانید اقتصاد دریا را تقویت کنید.
مهمترین اقدام برای این منظور هدایت صنایع مادر به سمت سواحل است. من ادعا نمیکنم که قشم در این زمینه موفقیت چندانی داشته است ولی چندین صنعت مادر مانند کارخانه سیمان و کارخانه روی در جزیره وجود دارند و کار میکنند. کارخانه تولید پودر ماهی، شهرکهای صنعتی و تولیدات بهداشتی بیشتر در حوزه بستهبندی و یکسری کارگاههای تولید میکرو جلبکها و ماکروجلبکها در نوار جنوبی جزیره در حال تولید هستند که مقداری هم صادرات دارند.
در جزیره قشم کارخانه روی احداث شد و در 5 کیلومتری نوار ساحلی صخرهای و ذخیرهگاه زیستکره با تولید آلودگی آب و خاک بسیار بالا، کنار ساحل فعالیت میکند. رتبه اول در صادرات روی را در سال 1401 کارخانه روی جزیره قشم داشته است . این برای ما باعث افتخار است. ولی من به عنوان محقق روی این موضوع کار کردم . در تماس با مسئولین کارخانه از آنها درخواست امکان نمونهبرداری از پساب کردم که اجازه ندادند و ادعا کردند که پساب آنها در کارخانه تصفیه شده و هیچ خروجی ندارند. به همین دلیل ما از سه نقطه ساحلی با فاصله 500 متری کارخانه نمونهبرداری کردیم. من در آزمایشگاه جاذبی را تولید کردم که قابلیت 6 بار بازیافت را داشت و میتوانست درصد کادمیوم و سرب را در 20 دقیقه از فاضلاب حذف کند.
من یک سال روی تولید این جاذب کار کردم و همه فعالیتهای شناسایی جاذب را در آزمایشگاههای وزارت علوم در تهران، طرحسنجی و راستیآزمایی کردم. پساب مصنوعی را تولید، و جاذب را روی پساب مصنوعی آزمایش کردیم و در نهایت قابلیت آن را اثبات کردیم. پس از آن از آبی که از کارخانه روی از سمت راست جاده وارد دریا میشود، نمونهبرداری کردیم . یک نقطه نزدیک به جاده و با فاصله کمی از کارخانه و دو نقطه از منطقه ساحلی صخرهای که نمونهبرداری از آن قسمت کار بسیار مشکل بود؛ مشخص شد که آلودگی سرب و کادیومی که اطلاعات آن پیش از این نیز در مقالات وجود داشت که به دلیل دپوهای خاکآلوده و انتقال آن توسط ریزگردها در منطقه بالاست. با پیگیریهای انجام شده با خبر شدیم که اخیراً محیط زیست سازمان منطقه آزاد قشم نیز با بررسیهای کارشناسی در صدد پیگیری آلودگی این شرکت برآمده و روال اداری به جریان افتاده است.این به خود من ثابت شد که این آلودگی وجود دارد و نمیتوان آن را کتمان کرد و بدون شک کارخانه روی تدابیر زیست محیطی نیندیشیده است.
از آنجایی که جریان آب دریا دَوَرانی است این آلودگی به راحتی وارد ذخیرهگاه زیست کره و جنگلهای حرای ما میشود. جنگلهای حرایی که بزرگترین ذخیرهگاه زیستکره در دنیاست و تنوع زیستی بسیار بالایی دارد. ما پرندگان مهاجر را به خاطر جنگلهای حرا در این منطقه داریم. تخمگذاری پرندگان و تخمریزی میگوها در این منطقه اتفاق میافتد. ما بانک ژن بسیار با ارزشی در این منطقه داریم که به راحتی آن را با هدف صادرات روی نابود میکنیم. ما موافق ورود صنایع مادر به این منطقه، بالا رفتن حجم نیروی کار، و افزایش صادرات ولی با رویکرد توسعه پایدار هستیم.
کارخانه سیمان با فاصله 30 کیلومتری کارخانه روی واقع شده است. این کارخانه تصفیهکنندهای که بتواند دود را در خلاء به مایع تبدیل کرده و در حوضچه از آن نگهداری کند، ندارد. البته شرکت سیمان قشم با استناد به بند الف ماده ۱۱۲ قانون برنامه پنجم توسعه، به صورت دورهای از طریق آزمایشگاه معتمد محیط زیست نسبت به پایش آلودگی شرکت و خروجی دودکش کارخانه اقدام میکند و بر روی دودکشهای اصلی شرکت نیز، سیستم پایش ذراتگرد و غبار نصب نموده است که به صورت ۲۴ ساعته میتوان خروجی این کارخانه را پایش کرد. گفته میشود که با توجه به بررسیهای صورت گرفته، خروجی دودکش شرکت در حد استانداردهای مربوط در حوزه محیط زیست است و امیدواریم اینطور شده باشد.
به نظر من محیط زیست اینجا مظلوم واقع شده است. ما موافق گسترش اقتصاد دریا در جزیره هستیم. این که تمرکززایی و افزایش جمعیت در مناطق ساحلی اتفاق بیافتد و اقتصاد ساحلی بر پایه صنایع مادر در این شهرها تقویت شود. اگر ما نتوانیم گردشگری را در این مناطق تقویت کنیم در عمل اقتصاد بر پایه دریا موفق نیستیم. ما مخالف این گسترش و ورود صنایع مادر به جزیره نیستیم.
زمانی که اسکله شهید رجایی بندر عباس احداث شد، جمعیت استان هرمزگان دو برابر شد، اما زمانی که صنایع مادر آمدند، این جمعیت 5 برابر شد. این برای اقتصاد دریا خیلی خوب است، چون اشتغال ایجاد شده است. ولی این باید با رویکرد توسعه پایدار اتفاق افتد.
ما صنایع مادر را بدون این که برای آن تدبیر زیستمحیطی داشته باشیم به قشم آوردهایم. زمانی که در قشم آبشیرینکُن احداث میشود ولی سازوکارهای محیطزیستی در آن پیاده نمیشود و در آبشیرینکنها از کف دریا با تمام محتویات دریا آب را میکشید و فرآیند محیط زیست در آن رعایت نمیشود، اکولوژی منطقه به هم میخورد و برای شور کردن آب دریا بیش از اینی که در حال حاضر هست، برنامهای ندارید که کمکی به اقتصاد دریا بکند.
این بسیار خوب است که در منطقه آزاد صنایع مادر با ارزش افزوده بالا احداث شوند. زمانی که این صنایع مادر در کنار دریاها احداث شوند ما ناچار به پرداخت هزینه حمل و نقل برای جابهجایی محصولات تولیدشده از ذوب آهن یا فولاد به کنار دریاها با هدف حمل و نقل آن با کشتی برای صادرات نیستیم.
این بسیار خوب است که پتروشیمی، ذوب آهن، کارخانههای روی و آلومینیوم و سایر صنایع مادر به کنار دریاها منتقل شوند تا ارزش افزوده بالاتری داشته باشند. اما اگر ما میخواهیم ارزش افزوده را به کشور خود بیاوریم، جمعیت شاغل را در مناطق ساحلی افزایش دهیم و اقتصاد دریا را پویا کنیم و امکانات این مناطق را افزایش دهیم؛ باید با رویکرد توسعه پایدار باشد. در غیر این صورت شاهد فاجعههای بسیار بزرگی خواهیم بود که تا حدودی امروز هم درگیر آنها هستیم.
کارخانه سیمان قشم از جمله صنایع مادری که در جهت توسعه اقتصاد دریا در این جزیره در حال فعالیت است
مطالعات زیست محیطی و فرهنگی، پیش نیاز طرحهای توسعه
استان هرمزگان به ویژه بندرعباس برخلاف شهرهای شمالی در بحث اقتصاد دریا تا حدی موفق بوده است. بندر ماهشهر یا عسلویه موفقیت نسبی داشتند، اما تفاوتی که استان هرمزگان با بنادری مانند عسلویه و ماهشهر دارد این است که آن بنادر تا حدودی دچار تعارض فرهنگی شدهاند. در چنین مواقعی باید مطالعات زیستمحیطی و فرهنگی دقیق باشد. تمام این موارد در زیر مجموعه ارزیابی اثرات محیط زیست مطالعه میشوند.
ما در ارزیابی اثرات محیط زیستی، هم بحث اقتصادی هم اجتماعی و هم اکولوژیکی را بررسی میکنیم. متأسفانه بسیاری از طرحهای اکولوژیکی صنایع مادر صرفاً با دیدگاه کسب درآمد هستند و ارزیابیهای محیط زیستی روی آنها انجام نشده و بُعُد اجتماعی در آنها در نظر گرفته نمیشود. اینکه جمعیت بسیار عظیمی از کارکنان وارد شهری مانند عسلویه میشوند که تفاوت فرهنگی فاحشی دارند، باعث وقوع فجایع بزرگی در منطقه خواهند شد. ما نیاز داریم که برای هر طرح توسعهای که به اقتصاد دریا کمک میکند، مطالعات فرهنگی و محیط زیستی داشته باشیم.
در صورتی که این مطالعات در زمان طرحریزی توسعهای انجام شود، این موارد در آن دیده شده و در زمان ساخت به آن رسیدگی میکنند؛ نه زمانی که کار از کار گذشته باشد. توسعه شهرهای ساحلی یکی از بزرگترین اهرمهای پیشرفت یک اقتصاد دریایی است. زمانی که شما جمعیت را با هدف بالا بردن ضریب اشتغال، بالا میبرید. چرا که گفته میشود صنایع مادر ۴ الی ۵ برابر میتواند جمعیت یک شهر را افزایش دهد و به تبع آن این شهر حمل و نقل، هتل و ظرفیتهای گردشگری، و بهترین امکانات به روز را خواهد داشت.
منطقه آزاد قشم میتواند بهترین وسایل نقلیه، بهترین سیستم راهبری، بهترین سافاریهای دنیا و بسیاری از بهترینهای دیگر را داشته باشد. جزیره هرمز در دنیا یک پدیده است، ولی اگر بر اساس توسعه پایدارِ ارزیابی گردشگری در آن صورت نگیرد، نه تنها اقتصاد دریا پیشرفت نخواهد کرد، بلکه با فجایعی روبرو خواهیم بود و در چند سال آینده خاک سرخی در جزیره هرمز نخواهیم داشت و تپههای رنگی نابود میشوند. در حال حاضر حجم عظیمی از خاکهای رنگی این جزیره به صورت قانونی برداشت و صادر میشوند.
تصویری از بندرچابهار منطقهای اثرگذار در صادرات و اقتصاد دریا
پیشرفت قشم و مناطق آزاد در گرو برتری بندر و اهمیت به جامعه محلی
بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی در سال ۹۸، الحاقیه اراضی، کمک بزرگی به چابهار کرد. چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران است و با این طرح بالغ بر۸۰ روستا به این بندر افزوده شدند و وسعت این بندر، از ۱۴ هزار هکتار به ۹۲ هزار هکتار افزایش پیدا کرد. این بزرگ کردن منطقه باعث برتری بندر چابهار از نظر لجستیک در کشور شد که بیشتر از قشم میتواند به بحث صادرات و اقتصاد دریا محور ورود پیدا کند. چابهار با این مصوبه جمعیت خود را بالا برد.آنچه مسلم است حمایتها و الزامات قانونی است اگر بر اساس توسعه پایدار باشد و محیط زیست را در کنار تمام فعالیتهای خود دیده و از ظرفیتهای خود استفاده کند، ما بهشتی مثالزدنی را در شمال و جنوب ایران خواهیم ساخت.
جزایر مناطقی، دور از سرزمین اصلی هستند. قشم ۱۸۰۰ کیلومتر با تهران فاصله دارد. فاصله پروازی ما تا تهران ۲ ساعت و تا دبی نیمساعت است؛ پس فرهنگ این منطقه ببه کشورهای حاشیه خلیج فارس نزدیکتر است. خوراک و پوشاکشان با مردم اطراف خلیج فارس مشترک است. این منطقه سنینشین است در حالی که غالب کشور ما شیعه هستند. زمانی که تمرکز اقتصادی در جایی شکل میگیرد و صنایع مادر به یک منطقه بسته مانند جزیره قشم میرود، به ویژه زمانی که مردم شیعه را وارد یک جزیره سنینشین میشوند و یک فرهنگ بسیار متفاوت چه از نظر پوشش و چه از نظر سطح زندگی وارد میشود، تضادها ایجاد میشوند.
در حالی که در مطالعات فرهنگی برای انتقال صنایع مادر به چنین مناطقی، باید با مردم محلی مصاحبه شود و جامعهشناسان و روانشناسان باید سؤالاتی را طراحی کنند. در جوامع محلی سؤالات به این سمت میرود که در ذهن جامعه محلی این باور را ایجاد کند که ما صنعتی را به این محل میآوریم که شما مشغول به کار شوید، درآمد سالم داشته باشید، در ازای ورود صنایع مادر به منطقه شما، مراکز بهداشت مجهزتر و مراکز تفریحی و فضای سبز ساخته میشوند چرا که ۲۵ درصد از عوارض صنعت برای رفاه مردم منطقه است.
این اقدام برای جلوگیری از ایجاد تعارض فرهنگی و تعارض اجتماعی در حوزه اقتصاد است. برای تصمیم گیریهای درست، باید دغدغههای جوامع محلی مطالعه و برای آن راهکار طراحی شود. به عنوان مثال ممکن است، نتیجه این مطالعات این باشد که ۷۰ درصد مردم منطقه موافق با این اتفاق هستند، ولی این نگرانی نیز وجود دارد که جامعه محلیشان دچار آسیب شود و ما برای کاهش این تعارض از جامعهشناسانمان کمک میگیریم.
در حال حاضر گلایۀ بیشتر مردم قشم این است که در این منطقه بیشتر غیر بومیها مشغول به کار هستند. کاهش تنشها و موضعگیریهای اجتماعی در برابر غیر بومیها با رعایت این موارد ممکن میشود. همچنین، ازدواجهایی که در این مناطق صورت میگیرد جزو مسائل فرهنگی و اجتماعی مهمی هستند که جامعهشناسان باید در ارتباط با آن اظهار نظر کنند.
فرهنگ مردم قشم و نزدیکی آن به فرهنگ مردم خلیج فارس تا مردم داخل ایران
هدایت جوانان جامعه محلی به سمت قدم گذاشتن در راه رفاه مردم
به عنوانی کسی که از سال ۸۶ در قشم استاد دانشگاه است و از سال ۸۸ رسماً مشغول به کار شده و دانشجویان زیادی اینجا دارد، ارزشمندترین اتفاق برای من به عنوان استاد محیط زیست این است که غلیان تعصب دانشجویش را روی منطقه بالا ببرم و برای رفاه مردم منطقه فعالیت کنم.
همیشه اولین سؤالی که از دانشجو میپرسم این است که اهل کجاست و هدفش چیست و برای خود و جامعه محلیاش چه برنامههایی دارد و چه هدفی را دنبال میکند که من برنامههای آموزشی را با هدف دانشجو جلو ببرم. وقتی در کلاسهای خود آنقدر صمیمی جلو میرویم و کار میکنیم و کلاسهای عملی بچهها را به مناطق خودشان منتقل میکنم، مشکلات زیست محیطی را میبینیم و برای آن طرحریزی میکنیم.
مثلاً من ۲ دانشجوی برادر دوقلو از جزیره هرمز داشتم که دانشجوهای بومی من بودند. در یکی از کلاسهای درس طراحی، منظر و چشم اندازشان، باید آموزش میدیدند که چگونه پارکها و بوم گردیهایی که مد نظر دانشجویان این رشته بوده و در این منطقه بسیار رایج است را طراحی کنند. رسم فنی و محاسبات را به دانشجویان یاد دادم.
رشته ما یک حوزه میان رشتهای است و بسیاری از افراد ممکن است با میزان کارآمدی این رشته آشنا نباشند. دانشجویی به نام محمد هرمزی داشتم که فضای سبزی را طراحی کرده بود و من متوجه شدم که مقیاس آن خیلی اشتباه است. از بچهها خواستم که صندلیهای کلاس را جابجا کنند و به محمد گفتم حالا آلاچیقی که برای شش نفر طراحی کرده بود را با مقیاسهای تبدیل به واقعی شده، کف کلاس طراحی کند و این آلاچیق تنها به اندازه ۴ موزاییک کف کلاس ما را گرفت. من به محمد گفتم که حالا در آلاچیق ۶ نفره خودت بشین، محمد نمیتوانست که در آلاچیق ۶ نفره کوچکی که در کف کلاس کشیده بود بنشیند و بچههای کلاس خندیدند. به بچهها گفتم نخندید همه شما باید آلاچیقهای ۶ نفرتان را کف کلاس بکشید و این همیشه در ذهنشان ماند که اهمیت طراحی با مقیاس درست چیست. به محمد گفتم که از دست من ناراحت نباش. من میخواستم به تو یاد بدهم اگر کاری را که انجام میدهید، هرچند کوچک باشد باید درست انجام دهید که منشأ اثر باشد.
بعد از مدتی من جلسهای در استانداری داشتم و محمد را در استانداری دیدم که با خوشحالی به من گفت من شما را خیلی دوست دارم و زمانی که متوجه شدم شما در این جلسه هستید، منتظر پایان جلسه شما ماندم. گفت من خیلی تلاش کردم که در کار خودم خوب باشم و سازمان مردم نهادی تأسیس کردم که بر اساس صحبتهای شما که میگفتید هر کدام از ما میتوانیم یک الگوی بزرگ در منطقهمان باشیم در جزیره هرمز بومگردی راهاندازی کردم. او کارهای بزرگی در جزیره هرمز کرده بود و من از او درس گرفتم. موفقیت محمد برای من یک دنیا ارزش داشت.
دانشجوی دیگری در دهه ۹۰ به من زنگ زد که دانشجوی سال ۸۵ من بود. خاطرات دوران تحصیلش را برایم بازگو کرد و گفت که دانشجوی ارشد ارزیابی محیط زیست در یزد است و کارهای ارزیابی زیادی انجام داده است. گفت امروز که در جامعه به من افتخار میکنند تماس گرفتم که از شما تشکر کنم. این حاصل انگیزهای بود که شما به من دادید.
دانشجوی دیگری با من تماس گرفت و گفت در جزیره هنگام، سازمان مردم نهادی تأسیس کرده و آنجا فقط روی دانشآموزان کار میکنند. فرهنگ محیط زیست را به دانشآموزان یاد میدادند و مبارزینی در بندر درگهان شدند که جلوی ساختوسازهای غیر اصولی در دریا را میگرفتند.
اینها برای من خیلی ارزش داشت و این دستاورد ما در طی سالها فعالیت در جزیره است. اگر از بین تمام هزاران دانشجویی که من پرورش دادم، حتی چهار نفر به درد این جامعه بخورند، من برد کردهام. اینها قشنگترین اتفاقات زندگی من هستند و امیدوارم زیاد اتفاق بیافتند.
