در مصاحبه با مهدی مروج
در دانشگاه صنعتی شریف مهندسی دریا میخوانده که با شرکت در مسابقات شناورهای هوشمند در سال ۱۳۹۶ تجربه مهمی در زمینهی قایقهای کنترلی بهدست میآورد. آشنایی با حوزه شناورهای بدون سرنشین در سال ۹۶ باعث شد تا در سال ۹۷ در مسابقات خاموش کردن آتش، تیم او مقام اول را کسب کند. در این دوره، او با ایجاد مهد تجارت گستران عطار در زمینه توسعه کسب و کارهای دریایی را فعالیتش را آغاز و شرکت توسعه سامانههای هوشمند دریایی عرش را تأسیس کرد.
در سال ۹۹ به طور غیر فنی نیز در حوزههای کسب و کاری مشغول به فعالیت بوده و با تشکیل شرکت توسعه سامانههای هوشمند دریایی عرش، در توسعه و فروش شناورهای ناجی مشغول به کار است.
در این مطلب پای صحبتهای سید مهدی مروج، همبنیانگذار و مدیر تیم ناجی، نشستیم تا درباره داستان تولید شناورهای هوشمند بیشتر بدانیم.
در دنیا آمار کسانی که غرق میشوند بسیار زیاد است. در سالهای گذشته نزدیک 300 هزار نفر بود، حالا به دلیل کرونا و شرایط دیگر این عدد پایین آمده است. بالای 250 هزار نفر سالانه در حال غرق شدن هستند. از این آمار حدود 1000 نفر افرادی هستند که متأسفانه در ایران غرق میشوند. خیلی از آنها در رودخانه، سدها و جاهایی که برای شنا میروند به هر دلیلی ممکن است غرق شوند و نتوانند خودشان را نجات دهند.
عمده افرادی که در دریا غرق میشوند، در دریای شمال، سمت خزر، غرق میشوند. ما در این زمینه نمیتوانیم آمار محکمی بگوییم، اما طبق آماری که تا 3 ماه اول سال ۱۴۰۲ دارم، حدود 60 نفر در محدوده ناجیان غریق، غرق شده بودند. یعنی نجات غریق آنجا بوده، ساحل برای شنا مناسب بوده، اما باز با وجود این تعداد آمار تلفات ما همان بوده است. البته یک تعداد از این آمار خود ناجیان غریق بودهاند. ولی در دنیا آمار بیشتر است. نکتهای که هست این است که بالای 50 درصد کسانی که غرق میشوند، رفتهاند تا فرد دیگری را نجات دهند؛ مثلاً یک نمونه در استان خوزستان داشتیم که یک نفر غرق شده بود، مادر خانواده رفته بود او را نجات دهد، مادر هم شنا بلد نبوده و یک نفر از افراد دیگر خانواده برای نجاتش رفته، همینطور از این خانواده 6 نفر رفتهاند و متأسفانه غرق شدهاند.
غرق شدن خیلی ارتباطی با حرفهای یا مبتدی بودن فرد، ندارد. از همبنیانگذاران تیم ما، یک ماهیگیر بود که در روستاهای کرمانشاه، در یک نهر ماهی میگرفت. این بنده خدا متأسفانه غرق شد، با اینکه یک شناگر خیلی حرفهای بود. در ابتدای پروژه ما با یکی از غواصان حرفهای صحبت میکردیم که جزو اساتید فدراسیون نجات غریق بودند، ایشان میگفتند یکسری جریانات در شمال در دریای خزر ما میآید -سمت استان مازندران- من که تا این حد حرفهای هستم هم نمیتوانم از این جریانها جان سالم به در برم و من را با خودش زیر آب میکشاند. و من تنها کاری که میتوانم بکنم این است که دست و پا نزنم، انرژیام را ذخیره کنم به این امید که دوباره جریانها تمام شود، من بالا بیایم و بتوانم خودم را نجات دهم. هر چقدر روی بحث آموزش تأکید بکنیم، باز هیچگاه نمیشود این غرقشدگی را به صفر رساند. چون مشکل آموزش ندادن به افراد نیست، مشکل شرایطی است که پیش میآید که هر کسی را ممکن است غرق کند.
مسئولیت اجتماعی، خط شروع
آن زمان با همکاران در مسابقات مختلف که با موضوع فعلی شرکتمان مرتبط بود، شرکت کرده بودیم. از آنجا که آشنایی کلی و حداقل کاری در آن حوزه داشتیم، حوزه فعالیت اصلی شرکت را هم در همان زمینه قرار دادیم که در حوزه شناورهای هوشمند و شناورهای بدون سرنشین است. در واقع شناورهای کوچکی که در محدوده آن، خدمات دریایی انجام میدهند، شروع میشود تا شناورهای بزرگ تر و ناوگان؛ حتی اینطور هم پیشبینی میشود که در سالهای آینده دنیا به این سمت برود که ناوگان هوشمند داشته باشد و بتواند با انجام کارها به صورت اتوماسیون، ضعفهای موجود در زمینه خدمه روی کشتی را کاهش دهد.
شرکت ما به عنوان اولین پروژه، پروژه شناور نجات غریق را آغاز کرده است. در واقع به خاطر مسئولیت اجتماعی شرکت، حوزهی فعالیتی را انتخاب کردیم که فایده آن بیشتر باشد و به انسانها و عموم مردم کمک کند. به عنوان مثال وقتی ما بتوانیم در حوزه حمل و نقل کاری بکنیم و بهره وری را زیاد کنیم، با توجه به اینکه 90 درصد تجارت جهانی با دریا است و 90 درصد واردات و صادرات کالای داخل کشور ما هم با دریا است، طبیعتاً سهم و سودش به مردم ما میرسد، ولی ممکن است برای عموم ملموس نباشد. پس ما به حوزه نجات غریق با شناور بدون سرنشین ورود کردیم.
یک نکته در مورد شناورهای هوشمند که یکی از دلایل اصلی که ما برای انتخاب این حوزه بود، این است که عملیات نجات به صورت کلی در دریا است و قیمت آن خیلی بالاست. به عنوان مثال یک استاد داشتیم که ایشان نماینده ایران در یکی از سازمانهای زیر مجموعه سازمان ملل بود؛ -سازمان IMI- ایشان میگفت یک بطری نوشابه خانواده که آن زمان در بندرعباس 1000 تومان خرید و فروش میشد؛ دمکشتی که یک کیلومتر با ساحل فاصله دارد، با قیمت 30 هزار تومان خرید و فروش میشود. علت آن این است که اگر یک شخصی این را بخواهد، باید قایقی باشد که این شخص را ببرد.
قایق، هزینههای جانبی بالایی دارد. ایمنی فرد و کالا و هزینههای سرباری که اضافه میشود، باعث میشود عملیات و خدمات دریایی هزینههای بالایی داشته باشند. عمده دلیل اینکه هزینههای عملیات دریایی بالا است این است که چون توسط انسان انجام میشود و محیط دریا یک محیط خشن است، باید کاملاً ایمن باشد که آن فرد یا افرادی که داخل آب میروند بتوانند حداقل سلامتی خودشان را حفظ کنند. پس زمانی که یک کار کوچک هم در دریا بخواهد انجام شود، اگر دو نفر بخواهند آن را انجام دهند و محیطی که مقرشان دور باشد، اندازه و قایق برای ایمنی افراد خیلی بزرگ میشود باید آب و غذا برای آنها تهیه شود تا عملکردشان بعد از چند ساعت کار در دریا پایین نیاید؛ اما با استفاده از شناورهای بدون سرنشین میتوانیم تاحد زیادی این مشکلات را حل کنیم.
یکی از دلایلی که در دنیا میخواهند ناوگان و کشتیهای باری را هوشمند بکنند، که در ژاپن هم یک نمونهاش ساخته شده است، این است که دریانوردان از لحاظ روانی مشکلات زیادی پیدا میکنند. مثلاً 3 یا 6 ماه بخواهند در دریا باشند، مثل ماندن در بیابان است. فقط اطراف انسان آب و محیط خالی است؛ فرد دور از خانواده، دوستان و فعالیتهایی ست که یک انسان در طول روز انجام میدهد.
به همین دلیل دریانوردی شغل پرهزینهای است. ممکن است حقوق یک کاپیتان نزدیک 10 هزار دلار باشد. همینها سبب میشود که دنیا به این سمت برود که هم خطاهای انسانی را کم کند و هم مخاطرات ناشی از تصادف کشتیها یا مصرف انرژی بالا توسط کشتیها را جبران کند؛ و هم مشکلاتی که برای نیروی انتظامی پیش میآید به اتمام برسد. با توجه به اینکه قشم هم موقعیت وارداتی و صادراتی خیلی مناسبی دارد، نیاز است که خدمات دریایی اطرافش گسترش پیدا کند.
به عنوان مثال وقتی یک کشتی بزرگ برای بارگیری، باید داخل بندری بیاید که حداقل تا 12 متر عمق داشته باشد که کشتی به گل ننشیند. برای همین بنادر را به صورت دورهای با مدت معین لایروبی میکنند که عمقشان بیشتر شود و کشتیهای بزرگتری بتوانند بیایند. در نتیجه بعد از مدتی دوباره عمق بنادر کم میشود. بنابراین سواحل یا بنادر قرار است کشتی تحویل را بگیرد، باید کاری کند که به آن هیدروگرافی یا تعیین عمق آب میگویند. این کار توپوگرافی کف دریا را نشان میدهد تا مشخص شود که آیا نوبت لایروبی شده است یا نه؟ در دنیا پرکاربردترین کارآیی شناورهای بدون سرنشین، همین عملیات هیدروگرافی است. به جای آنکه چهار نفر با تخصصها و شرایط مختلف روی یک قایق به طول10-15 کار کنند، با یک شناور بدون سرنشین که طولش شاید 2متر هم نباشد و با هزینه و مصرف انرژی کمتر و همچنین استفاده از انرژی تجدیدپذیر میتوانند این کار را انجام بدهند.
ساز و کار دستگاه ناجی
در حوزه امداد نجات مهمترین عامل، عامل زمان است که باید به سریعترین روش ممکن یک حلقه نجات را که روی آب شناور است به فردی برسانیم که در حال غرق شدن و دست و پا زدن در شرایط بحرانی است که بتواند خودش را روی سطح آب نگه دارد. در بین روشهای فعلی که استفاده میشود بهترین وسیله حلقه نجات به شکل یک تیوب با طنابی که به آن وصل است را پرتاب میکنند، یا به فرد میگویند خودش را روی سطح آب نگه دارد که کسی بیاید کمک و بتواند او را به مکان امنی برساند.
این روش نجات، وسیله مناسبی است، اما چون قابلیت پرتاب تا فاصلههای زیاد ( حداکثر ۱۰ تا ۱۵ متر) را ندارد، نجات فرد را زمانبر و پرریسک میکند. روشهای دیگری که در سواحل شمال استفاده میکنند، مثل جت اسکی یا وسایلی که نجاتگر سوار آن میشود هم یا خیلی هزینه بالایی دارند یا راه اندازیشان زمانبر است.
سیستمی که ما روی آن کار میکنیم، میتوان گفت در دنیا سیستم نوآورانهای است؛ شاید 4 سال است که این سیستم در دنیا استفاده میشود. چون اندازه کوچکی دارد، موتورهای الکتریکی دارد و بلافاصله امکان استفاده دارد؛ یعنی حالت استندبای دارد، بدون آنکه انرژی زیادی مصرف کند و تا دو هفته امکان استفاده از حالت استندبای با حفظ کارایی را دارد. این سیستمها را هم شبیه حلقه نجات میسازند، یک نیمحلقه است که به صورت کنترلی به سمت فردی که در حال غرق شدن است هدایتش میکنند. فرد میتواند آن را بگیرد و خودش را در سطح آب نگه دارد.
از پرتغال تا چین، نمونه های موفق جهانی
در بین کشورهایی که نمونههای مشابه را ساختهاند، کشور پرتغال پیشرو است؛ نمونههایی که در دنیا این را ساختند، یک نمونه پرتغالی است که زودتر شروع کردند، اسم آن «یوسِیف» است. نمونه دیگر، از کشور چین به نام «دلفین» است. البّته نمونههای دیگر چینی و آمریکایی هم هستند، اما نتوانستند به کیفیت لازم برسند و در بازار جهانی سهم داشته باشند. بیشترین نمونهها که بازار کسب کردند، همان دو نمونه است.
قبل از اینها هم ایدههایی بود که با یک شناور بدون سرنشین، تجهیزات نجات را به فردی که در حال غرق شدن هست برسانند، ولی گرفتن آن شناور خیلی راحت نیست. یک بدنه شناور تندرویی با سایز کوچک است (تقریباً یک متر) که با سرعت زیاد به سمت فردی که در حال غرق شدن است، هدایت میشود و فرد میتواند آن را بگیرد. اما خیلی جای دست مناسبی ندارد و هنگام برگشت این وسیله برای آن فرد ممکن است خیلی امن نباشد. ولی همه این سیستمها میتوانند به عملیات امداد نجات کمک کنند و جان انسانها را نجات بدهند.
برگ برنده ناجی در اقیانوس آبی رقابت
محصول ما جوری که قابل نمایش باشد، از 1402 آماده شد. ما توانستیم از سازمانها پنج قرارداد بگیریم و در حال تحویل به آنها هستیم؛ هم برای سیلابها و هم مواقع بحرانی؛ چرا که این محصول کاربردهای دیگری هم دارد. آنها گفته بودند، قابلیتهای آن را بیشتر میکنند تا بتوانند آن را برای افرادی که در سیلاب میمانند، باز کنند؛ یا رساندن تجهیزات امدادی و غذا برایشان سخت است و باید حتماً با هلیکوپتر انجام شود. چون در این شرایط دور آنها با آب محاصره شدهاند و با این شناور میتوان موارد مورد نیاز را به آنها رساند.
نکته جالب توجهی که درباره این محصول وجود دارد، این است: کسانی که قرار است کار کنند نیاز به تخصص و آموزش ندارند. یکی از ویژگیهای محصول که روی آن کار کردهایم این است که کنترل آن توسط افرادی است که آموزش خاصی ندیدهاند. زمان انجام تستها اگر رهگذری میآمد به او ریموت را میدادیم تا آن را کنترل کند، میدیدیم که افراد به راحتی میتوانند آن را کنترل کنند و آموزش خاصی نمیخواهد. نهایتاً یک نفر دو دقیقه نیاز دارد، تمرین کند تا شیوه تغییر جهت چپ و راست یا عقب و جلوی آن را یاد بگیرد.
از جمله مزیتهای محصول ما این است که میتوانیم قابلیتهای آن را کم و زیاد کنیم؛ مثلا ً اگر نمونههای خارجی تا ۵۰۰ متر مصدوم را میبرد، محصول ما تا ۱ کیلومتر میبرد. میتوانیم آن را 10 برابر بیشتر کنیم. از طرفی در نمونههای خارجی تا نیم ساعت میتوان با آن کار کرد و ما باز بسته به درخواست مشتری میتوانیم این را تا 1 ساعت افزایش دهیم. همچنین میتوانیم توان موتورهای آن را افزایش دهیم.
یکی از نمونههای خارجی که برای تستمان گرفته بودیم، متوجه شدیم پروانهاش زیاد خراب میشود؛ قابلیت شناور ما به این صورت است که با وجود تستهایی که انجام دادهایم برای پروانهاش مشکلی پیش نیامده است. از نظر قیمت ، با نمونه چینی در یک سطح است ولی نسبت به محصول پرتغالی، قیمت خیلی کمتری دارد. ما قیمتگذاریمان را روی 200 میلیون تومان (۴۰۰۰ دلار) برای هر عدد گذاشتهایم، نمونه پرتغالی 6500 یورو و نمونه چینی در بازار دبی 6۰۰۰ دلار است.
بازار جهانی در چشم انداز عرش
برنامهریزیمان به این صورت است که عمده کارهایمان را به صورت پیمانکاری انجام دهیم. بیشتر روی طراحی و تکنولوژی محصول تمرکز داشته باشیم و وارد فرآیند تزریق قالب بدنه نشویم. بالأخره کسانی هستند که در این حوزه دهها سال است که مشغول به کار هستند. میخواهیم تمرکزمان بیشتر روی مونتاژ و کدنویسی باشد. علاوه بر تولید انبوه برای بازار داخل، دورنمای شرکتمان تا 3 سال آینده این است که وارد بازار خلیج فارس هم بشویم. با توجه به اینکه هم از لحاظ جغرافیایی نزدیک است، هم ارتباطاتی که میتوانیم داشته باشیم.
یک تیم جوان و مشتاق
در حال حاضر برای این پروژه، تیم ما 6 نفره است. بنده با کارشناسی ارشد مهندسی دریایی، دانشگاه شریف از همبنیانگذاران میباشم؛ کسانی هستند که مهندسی دریایی دانشگاه شریف خواندهاند و در حال اتمام تحصیل در حوزه ساخت و تولید هستند. در حوزه ساخت خیلی به ما کمک میکنند و مشورت میدهند. از دیگر دوستانمان برخی در حوزه برق و الکترونیک و باتری ماهر هستند. در پروژه موتور برقی دانشگاه شریف، موتور آن را ایشان طراحی کردهاند و ساختهاند. نفرات دیگری هم هستند که در زمینه مکانیکی و بازساختی و کنترل پروژه با ما همکاری دارند.
