در مصاحبه با محمد نیرومند
آقای محمد نیرومند متولد ۱۳۵۶در سیرجان، دارای دکترای شیلات، تکثیر پرورش آبزیان و فارغ التحصیل دانشگاه هرمزگان است و شرکتی در حال دانش بنیان شدن در زمینه پرورش ماهی در قشم دارد. او از جذابیتها و چالشهای قشم در زمینه تولید و پرورش آبزیان با اقتصاد و دریا برایمان سخن میگوید.
تولید دلقک ماهیان با یک سوم قیمت وارداتی
شروع کار ما از سال 93 بود و تقریباً از سال 96 به بهرهبرداری رسید. زمینه کاری آن تکثیر و پرورش ماهیان زینتی آب شور با تکیه بر دلقک ماهیان است. در حال حاضر 6 سال است که روی خط تولید میباشد. 16 گونه دلقک ماهی در حال تولید است که قیمت آن یک سوم قیمت ماهیان وارداتی است. یعنی عملاً محصول ما جلوی واردات را گرفته است. چون قیمت مناسبتر و از لحاظ کیفیت هم کیفیتر است، کیفیت آن خوب است. طوری نیست که خارجیها بهتر باشند.
6 نفر از کارمندان تماموقت، در کار ما بیمه هستند. بازار داخل را به طور کامل در اختیار داریم. برای تهران و مراکز استانها و بعضی شهرستانها محصول میفرستیم. کار ما به صورت عمده فروشی است. به صورت تکفروشی، فروش نداریم. اگر تکفروشی داشته باشیم، دیگر مغازهدارها متضرر میشوند. به صورت غیر مستقیم به ارمنستان، عراق، ترکیه، عمان و کویت فروش داریم. یعنی تهرانیها از ما محصول میخرند و این طرف و آن طرف میفرستند. چون ما درگیر تولید هستیم و خیلی نمیتوانیم درگیر تولیدِ صادراتی باشیم. تبلیغ خاصی هم نمیکنیم. چون تولید به حد کافی انرژی زیادی از ما میگیرد. کار سادهای نیست، اما برای صادرات به دبی در دو سه ماه آینده برنامهریزی کردهایم.
دلقک ماهی ها که تولید آنها در داخل کشور با کیفیت بالا صورت می گیرد
حساسیت بالای تولید ماهیان زینتی
این ماهیها فوقالعاده حساس هستند. در یک روز ممکن است کل آن چیزی که تولید شده است از بین برود. اگر همه شرایط فراهم نباشد ضرر آن خیلی وحشتناک است. الان که زمستان است اوضاع خوب است و با سرما میشود بر آن غلبه کرد. هیتر یا بخاری میتواند اوضاع را کنترل کند. ولی امسال به گرمای تابستان نمیشد غلبه کرد. میتوانم بگویم تولیدمان در یک مقطع صفر شد و وام و کمک هزینه گرفتم تا بتوانم یکی دو ماه کارگاه را بچرخانم. ولی بعدش که هوا خوب شد دوباره جان گرفتیم و تولید را شروع کردیم.
اگر ما بیشتر مجهز باشیم و هزینه و… را داشته باشیم، میتوان در کل چهار فصل کار را انجام داد. این به خاطر ضعف ما است که هنوز به حد کافی قدرتمند نیستیم.
از تدریس دانشگاه تا ایده ورود به کار تولید
من از سال 82 با مدرک فوق لیسانس در دانشگاه هرمزگان بودم. از سال 92 در دانشگاه، کارمند رسمی و قطعی بودم اما استعفا دادم تا دکترا گرفتم و دوباره به دانشگاه بازگشته و عضو هیئت علمی دانشگاه شدم. یعنی 6 سال بین کار دولتی من فاصله افتاد و اتفاقاً در همان 6 سال، کارگاه را ساختم و این کارها را انجام دادم.
در دانشگاه وقتی به دانشجوها تئوری درس میدهیم، زیاد از درس دادن لذت نمیبریم. ایده این کار از روزی شروع شد که من فراموش کرده بودم جزوهام را با خودم سر کلاس ببرم. و از فردای آن روز تصمیم گرفتم که این کار را انجام بدهم. و الان چون به صورت عملی، درسها را هم داریم، خیلی جزوه سر کلاس نمیبرم. درسهایی که به دانشجویان میدهیم، برایمان بدیهی است.
بدون جزوه درس دادن، برایم خیلی سخت بود. چون ما باید درس را عملی انجام دهیم تا به مطلب مسلط باشیم. به صورت تئوری حتی اگر دکترا داشته باشیم یا استاد دانشگاه باشیم، آنچنان نمیتوانیم به دانشجویان خوب درس بدهیم. الان برای من این کار تبدیل به عشق و علاقه شده است. نمیشود از آن دل کند.
زمانی به دلیل شرایط محیطی، تولید صفر میشود و ما مجبور میشویم برای چرخاندن کار سراغ قرض کردن برویم. ولی نمیتوانیم از آن دل بکنیم. چون تولید و خلق کردن زیبا است. ما بنده خداوندِ خالق هستیم و خلق کردن را دوست داریم. این قصه عشق دارد. تولید کردن خلقت یک چیز جدید است. آب شور و محیط کارگاه انرژی منفی را از آدم میگیرد. در بندرعباس وقتی وارد مغازهها میشوید، میبینید که به جای چشم زخم و و اینجور چیزها که بعضیها آویزان میکنند از در مغازه آب دریا آویزان کردهاند. اعتقاد دارند که آب دریا انرژیهای منفی را جذب میکند و انرژی مثبت میدهد.
من در هفته دو روز را میتوانم به کارگاه بروم. بقیه روزها دانشگاه هستم. ولی آن دو روز که کارگاه میروم از لحاظ روحی شارژ هستم و حالم خوب میشود.
جذابیتها و چالشهای قشم
آب قشم بسیار تمیز است، آب دریا خیلی مهم است، به هر حال محیط زیست ماهی است. در قشم آب دریا فوق العاده تمیز است و مثل بندرعباس زیاد فاضلاب شهری وارد دریا نمیشود. آب شفاف است. ما برای تصفیه آب خیلی زحمت نمیکشیم. بقیه چیزهایش یک مقدار سخت است مانند: گمرک، کار اداری، ثبت شرکت و بوروکراسی اداری قشم.
قشم منطقهای ویژه است. شما وقتی یک کالا (ماهی) را از قشم به بندرعباس ببرید، انگار آن را از خارج کشور وارد کشور میکنید. گمرک را باید ببینید، دامپزشکی باید مجوز بدهد. موارد زیادی را باید بگذرانید تا بتوانید مثلاً هزار قطعه ماهی را وارد بندرعباس کنید. ولی برای ما عادی شده است. اولش سخت بود اما الان برایمان بدیهی است. الان ما را میشناسند. اگر یک زمانی مجوز ندهند هم، ردمان میکنند. میدانند که تولیدکننده هستیم. به ما کمک میکنند و یک جاهایی دیگر زیاد مته به خشخاش نمیگذارند. اما در کل بوروکراسی اداری قشم زیاد است.
شفافیت آب در جزیره هنگام قشم از جذابیت های این منطقه
پارک زیست فناوری خلیج فارس و کمک های بیدریغ
ما در واقع زیر مجموعه پارک «زیستفناوری خلیج فارس» هستیم و کارگاهمان در زمین پارک زیستفناوری قرار دارد و اجاره میپردازیم. این پارک کاملاً حامی و پشتوانه ما میباشد. مثلاً در تابستان که مشکل داشتیم آنها به ما وام با دوره استراحت دو ساله دادند. یعنی عملاً انگار نمیخواهند پول پس بگیرند. تا این حد کمک میکنند تا ما بتوانیم روی پا بایستیم و زمین نخوریم. حتی مواقعی پول آب و برق را میبخشند.
این پارک در حال حاضر 54-55 شرکت دارد که با جان و دل از شرکتهایشان حمایت میکند. تمام تلاششان را میکنند که شرکتهایشان جان بگیرند. با تمام وجود تلاش میکنند و با تمام امکاناتشان در کنار ما هستند. از هیچ کاری دریغ نمیکنند.
آقای دکتر رنجبر رئیس پارک عضو گروه زیست دانشگاه و همگروه ما هستند. تحصیلات این رشته را دارند و ما را خوب درک میکنند و کمکمان میکنند. همیشه زمانی که من سر کلاس هستم ایشان به کارگاه سرکشی و رسیدگی میکنند تا پرسنل کارشان را درست انجام دهند. اصلاً کوتاهی نمیکنند. میتوان گفت نقششان بیبدیل است.
خاطرات تلخ و شیرین تولید و تکثیر آبزیان
من قبلاً میگو کار کرده بودم. با توجه به تجربهای که در این کار داشتم، همان مدل کارها را شروع کردیم برای ماهیها طراحی کردیم. آخرین روزهای ماه رمضان سال 96 بود، در کارگاه 36 جفت مولّد بود و هر جفت آن 2 میلیون قیمت داشت. به عبارتی 72 میلیون تومان. در عرض 24 ساعت 36 مولّد از بین رفت. برق قطع و وصل میشد و استرس داشتیم. از طرفی هم ما به ثبات نرسیده بودیم. چون در شیوه نگهداری اینها مسلط نبودیم. در کمتر از 24 ساعت ما 72 میلیون ضرر کردیم که برای آن زمان خیلی عدد بالایی است. با 72 میلیون میشد یک خانه گرفت. آن زمان کمی حالم بد شد. یاد گرفتم که در این کار، تلفات هم بخشی از کار است. دلمان بزرگ شده؛ در تابستان که 3 کولر گازی سوخت، هیچ عکس العملی نشان ندادم. یا مثلاً ماهیهایی که بر اثر گرما تلف میشدند، نتوانست بروی روحیهی ما تأثیر چندانی بگذارد.
یکبار 11 هزار ماهی در اثر یک اشتباه شخصی که کلر در آب ریخته بود که از بین رفتند. یا در زمستان که میخواستیم کارگاه را با بخاری گرم کنیم. در استخر گازوئیل ریخته بودند. من آن زمان 3 کیلو ماهی زینتی از استخر جمع کردم. این ماهیها خیلی کوچک هستند. یک گرم هم نمیشوند، 3 کیلو حدوداً 3-4 هزار ماهی قابل فروش میشود. به دلیل یک اشتباه پرسنل، گازوئیل وارد استخر شده بود. اینها هم در کار ما است. ولی هیچوقت ناامید نمیشویم و ادامه میدهیم.
کار ما طوری است که خیلی بیشتر از پولی که در میآوریم، زحمت میکشیم و این خیلی باب میل ایرانیها نیست. خیلیها به دنبال کار کمزحمت و زودبازده هستند. باید یک مقدار علاقه هم برای پیگیری کار وجود داشته باشد. ولی خوب بعضی از بچهها بعد از اینکه کارورزیشان تمام میشود، میآیند و چند ماهی میگیرند و در خانه برای خودشان آکواریوم راه میاندازنند. علاقهمند میشوند. احتمالاً این خودش یک جرقهای میشود که در آینده قدمهای بلندتری بردارند.
همراهی ساکنان متخصص و دانشجویان قشم در امر تولید
پرسنل زمانی که کارمند من شدند، ساکن قشم بودند. سه نفر مینابی هستند، یک نفر بچه خراسان و دو نفر اهل قشم میباشند. دو نفر لیسانس شیلات هستند، یک نفر دامپزشک است. سه نفر دیگر دیپلم و فوق دیپلم هستند، تحصیلات شیلاتی ندارند ولی میشود گفت آنها از بقیه مسلطتر هستند، زیرا تجربه زیادی دارند. هر سال 3-4 دانشجو برای کارورزی به کارگاه میآیند. کار را دوست دارند و 3-4 نفر هم تا به حال برای انجام پایاننامه به آنجا آمدهاند.
در مسیر دانش بنیان
ما چند طرح تحقیقاتی هم در کارگاه با دانشگاه خلیج فارس انجام دادهایم. ولی هنوز دانشبنیان نشدهایم. چون من فرصت ندارم به دنبال کارهایش بروم. به نظرم خوب میشد اگر شرکتهای لایق دانشبنیان شدن را کشف کنند. حتی یکبار کارشناس فرستادند، ایشان لیسانس پلیمر بود، عجیب است؛ سؤال اینجاست که ایشان از شیلات چه میداند؟ فعلاً به همین دلیل چندان به دنبالش نرفتهام.
طرحهایی که تا به الان انجام دادهایم، درباره انواع مکملها بروی لاروهاست. تا الان 4 مکمل را امتحان کردهایم، یکی، دوتای آنها خوب بوده. یکی منفی بوده و دیگری هیچ تأثیری نداشته است. برای بخش عملی این طرح 4-5 نفر دو ماه یا بیشتر درگیر هستند و 4-5 ماه هم در بخش تئوری درگیر هستند تا کار به سرانجام برسد. در این طرحها با خلیج فارس و دانشگاه هرمزگان به صورت مشترک کار میکنیم.
قشم، جذابیت ها و چالش ها در زمینه پرورش ماهی
مهمترین نکته قشم، آب آن است. اما در قشم برای جابهجایی ماهی یک مجوز دامپزشکی از ما میخواهند و ما مجبوریم هزینهای در ماه به دامپزشک بدهیم تا 4-5 بار از جزیره ماهی خارج کنیم و کاغذ مجوز بگیریم. هزینهای که میتواند یک نیروی مفید برای کار در مجموعه ما بگیرد، صرف این مشکلات میشود.
اما هر جور حساب کنیم قشم و بندرعباس با این که گرم هستند، نمیدانم چه جذابیتی دارند که حاضر نیستم جای دیگری زندگی کنم!
یک زمانی برق قطع میشود، پیش آمده که ساعت 3شب همکارانم اعلام کردهاند که برق رفته و متأسفانه دیزل ژنراتور مرکز زیست فناوری هم روشن نیست. در آن ساعت شب به کسی که کارمند تأسیساتم بود، نه رئیس تأسیسات، زنگ زدم. ایشان 20 کیلومتر راه رفت، 20 کیلومتر راه برگشت، فقط برای آنکه یک دیزل ژنراتور روشن کند تا برای ماهیهای ما مشکلی پیش نیاید. واقعاً نمیشود با هیچ پولی، با هیچ زبان و ادبیاتی این کار را تحسین کرد و بیان کرد.
بومیهای قشم که از نظر پاکدستی، مسلمان بودن، فوق العادهاند. مسلمان واقعی هستند. آنها بسیار غریبنواز هستند. مردمان بسیار عجیب، مهربان و دوستداشتنی هستند. شاید یکی از لطفهایی که خداوند به من داشته است، این است که هرمزگان در مسیر راهم قرار گرفت. بسیار مردمان خوب و مهماننوازی دارد. هم بندرعباس و هم قشم، این دو شهری که با آنها تعامل داشتهام. دانشگاه هرمزگان هم به نوعی خانه ما محسوب میشود.
تولید ماهی در برابر فروش خانه
ما خانهای داشتیم که فروختیم و این کارگاه را ساختیم. با اینکه کارگاه خوب است اما به خاطر وضعیت بد اقتصادی دیگر نمیشود آن خانه را خرید. میخواهم این را بگویم که هرچقدر هم تولید موفق باشد نمیتواند همگام با تورم جلو برود. و اگر من هیچکدام این کارها را نکرده بودم و خانهام را نگه داشته بودم، ثروتم الان بیشتر بود و از نظر مالی قویتر بودم. گرانشدن زمین باعث شد کسانی که خانه ندارند هیچوقت به این فکر نیافتند که باید خانهدار شوند. واقعاً دیگر خانهدار نمیشوند. پشیمان نیستم ولی آدم ناراحت میشود. باید از تولید در سطحی درآمدزایی شود که صدها خانه خرید. برای ما در ایران تولید، مثل یک نهال است. باید به آن پر و بال داد و قدرتمندش کرد.
تصویری از مزارع پرورش میگو در قشم
