در مصاحبه با سید محمد هاشم داخته، مدیر محیط زیست جزیره قشم
سید محمدهاشم داخته، مدیر محیط زیست سازمان منطقه آزاد قشم است که به عنوان فردی که از ابتدا در حفاظت از گونههای بومی گیاهی و جانوری قشم فعال بوده است در این گفتوگو همراه ماست.
حفاظت از لاک پشت های قشم، مهم ترین پروژه محیط زیستی این جزیره
فکر میکنم سال ۱۳۸۱ بود که به همراه آقای درهشوری، که عاشق واقعی محیط زیست ایران بود تخمگذاری لاکپشتهای قشم را دیدیم. با ایشان رفتیم حدود ۳۰کیلومتری روستای شیب دراز و دم غروب رسیدیم به محل. اتفاقا دیدیم چند جوان در ساحل دور هم جمع هستند و یک لاکپشت در حال تخمگذاری است. آقای دره شوری ازآنها پرسید شما اینجا چه میکنید، گفتند ما منتظریم تخم بگذارند و آنها را برداریم. متاسفانه هیچ آموزشی در آن زمان نبود و جامعه محلی روستای مجاور تخم لاکپشت را به عنوان دارو استفاده میکردند. آنها اعتقاد داشتند تخم لاکپشت برای دست و پا درد افراد مسن و درد مفاصل خوب است.
آقای مهندس دره شوری از چند تا از آن بچهها خواست بیایند در پروژه باشند و کار حفاظت از همان لحظه شروع شد. اساس توسعه یافتگی ملتها مشارکت مردم است و یکی از حوزههای بسیار مهم بحث منابع طبیعی و محیط زیست است. شما در هر کشور ببینید منابع طبیعیش سرزنده است و حفظ شده است مطمئن باشید با مشارکت جامعه محلی بوده، اگر مشارکت جامعه محلی خوب شد نشان میدهد که مشارکت دستگاه دولتی هم در آن بخش بوده است.
آقای دره شوری افراد را با یک ظرافت خاصی از روستای شیب دراز انتخاب کردند و کار حفاظت لاکپشتهای در حال انقراض (لاکپشتهای عقابی) از همان شب در سال ۸۱ آغاز شد.
حفاظت لاک پشت ها: از جا به جایی تخم لاک پشت ها تا طرح لاک پشت ها در صنایع دستی قشم
در دنیا حدودا ۷ گونه لاکپشت دریایی داریم که جمعیت شان در خطر است. ۵ گونه اش به خلیج فارس وارد میشود که شامل لاکپشت زیتونی، لاکپشت سبز، لاکپشت عقابی، سرخ و چرمی است. لاکپشت چرمی بزرگترین لاکپشت دنیا از بین لاکپشتهای دریایی است. لاکپشت سبز و عقابی در خلیج فارس، در سواحل مختلف تخم گذاری دارند.
در اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت اIUCN یک لیست قرمز است که رده بندی جانوران بر مبنای خطری که در معرض آن هستند نوشته شده است. یکی مثلا LC هست، یعنی Least concern، کمترین نگرانی، یکی در خطر انقراض است یعنی in danger و یک اصطلاح داریم با عنوان critically in danger یعنی در بحران انقراض. گونههای لاکپشت عقابی در دنیا در بحران انقراض هستند.
یکی از عواملی که نه تنها لاکپشتهای دریایی بلکه همه گونههای حیات وحش را در همه جای دنیا تهدید میکند در مرحله اول از بین رفتن زیستگاه است. برای لاکپشتهای عقابی یکی از زیست گاههای مهم شان سواحل تخم گذاری شان و بعد محلهایی است که آنها تغذیه میکنند. لاکپشتها دو یا سه نقطه دارند که برایشان در زندگی مهم است و این دو سه نقطه یا به هم نزدیک هستند یا از هم فاصله دارند. یکی از آنها محلهای تخم گذاری شان است و یکی محل تغذیه شان است. امکان دارد این دو به هم نزدیک باشند یا از هم دور باشند.با تحقیقی که ما انجام دادیم در لاکپشتهای پوزه عقابی (به انگلیسی میشود Hawksbill sea turtle منقارشان نسبت به بقیه کشیده تر است به سمت پایین) ساحل تخم گذاری آنها جزیره قشم و هنگام است و جمعیت کوچکتری به جزیره لارک میروند ولی محل تغذیه شان یک جایی حد فاصل بین ایران و امارات در خلیج فارس است.
وقتی حفاظت از طریق جامعه محلی آغاز شد متوجه شدیم که جمعیت روباهها در قشم به نسبت سرزمینی بیشتر است و راحت رویت میشوند. آنها یکی از دلایل اصلی خورده شدن تخم بچه لاکپشتها بودند. به همین دلیل و با توجه به گستردگی ساحل ما نیروها را به تعداد بیشتری مستقر کردیم و نیروهایمان وقتی لاکپشت برای تخم گذاری میآمد تخمها را با ظرافت زیاد جمع میکردند تا از دست روباهها و سگهای ولگرد نجات پیدا کنند. سال اول خیلی استرس داشتیم چون اولین کار ما بود و حساسیت سازمان حفاظت محیط زیست به شدت بالا گرفته بود. ما خیلی نگران بودیم از بابت جابجایی تخم لاکپشتها و دست زدن به کار طبیعت ولی مجبور بودیم چون نیروی کم برای گستره ای زیاد داشتیم اما خوشبختانه بچه لاکپشتها به دنیا آمدند.
هم زمان ما کتابهای مهم حوزه ی زیست شناسی لاکپشتها را مطالعه میکردیم و فهمیدیم که از هر ۱۰۰ تخمی که لاکپشتها میگذارند، 80% تخم نطفه دار است و معمولا 20% تخمها نارس است و نطفه ندارند. ولی ما یاد گرفتیم که به همان روشی که خود لاکپشت تخم میگذارد، تخمهای نارس و رسیده را با هم در لانه چال کنیم تا روند طبیعی حفظ شود.
نکته ی جالب این که از آن 80% تخم که نطفه دارد، معمولا در طبیعت 60-80% نرخ موفقیت زادآوری آنها است ولی نرخ زادآوری که ما در جزیره قشم داشتیم از همان سال ۸۱ تاکنون بین ۷۸ تا ۸۰٪است.
سال اول پروژه حفاظتی بود و از سال دوم یک بخش اکوتوریسم هم برای آن راه انداختیم، برای آنکه مهم ترین عامل برای حفاظت آموزش و بالا بردن آگاهی مردم است. من آن زمان از آقای دره شوری پرسیدم چرا مردم این تخمها را استفاده میکنند، این گونه در حال انقراض است. ایشان نکته جالبی گفتند که:«تو رفتی دو کلاس درس خواندی آمدی فکر میکنی یک چیزی بلدی اما کی تا حالا به این مردم آموزش داده؟ کی تا حالا گفته این گونه در خطر انقراض است؟» جالب اینجا بود که مردم محلی هم از همان روز اول شروع به همکاری کردند. خیلی پیش آمده بود که نیروهای ما نرسیده بودند، لاکپشت در حال تخم گذاری بود و مردم محلی تخمها را در قابلمه جمع میکردند و میآوردند به سایت تحویل میدادند. با جلو رفتن پروژه خانمها هم آمدند و میگفتند موضوع به این مهمی اتفاق میافتد ما هم میخواهیم در پروژه محافظت مشارکت کنیم. اینجا خانم پروین دره شوری، به خانمها صنایع دستی را آموزش دادند و آرام آرام طرح لاکپشتها را وارد صنایع دستی جزیره خصوصا روستای شیب دراز کردند.
تصویری از بچه لاک پشت پوزه عقابی
حفاظت لاک پشت ها: از علامت گذاری با رنگ ضدآب تا تگ های استرالیایی و تسهیلات محیط زیست جهانی
آن زمان امکانات مان کمتر بود، علامتگذاری را با رنگ ضد آب انجام میدادیم. لاکپشتها زمانی که برای تخمگذاری میآیند ، معمولا در دوره 2-3 ماهی که در ساحل حضور دارند برای تخمگذاری، بعضی لاکپشتها یک بار، دو بار یا تا 4 بار میآیند و ۱۰۰ تا ۱۵۰ تا تخم میگذارند و میروند. آنها ممکن است دو هفته بعد دوباره برگردند و دوباره تخم بگذارند. برای ما مهم بود که ببینیم لاکپشتمان چند دفعه میآید.
معمولا لاکپشتهایی که امسال تخم گذاشتهاند سه تا چهار سال دیگر نمیآیند. به این دلیل اینها را علامت میزدیم تا این رکوردها را ثبت کنیم و بعدش بررسی کردیم دیدیم آن زمان یعنی اوایل دهه ۸۰ فقط دو کشور تگ مناسب برای دریا داشتند، آمریکا و استرالیا. من با چندین شرکت آمریکایی مکاتبه کردم که ما یک کار حفاظتی انجام میدهیم میخواهیم یک تعداد تگ از شما بخریم. آنها به بهانه تحریم هیچ کدام همکاری نکردند. ایمیلهای ما دست به دست شده بود رسیده بود به یک شرکت استرالیایی و آنها هم ایمیلمان را فرستاده بودند به سفارت استرالیا در ایران. ناامید شده بودیم که دیدیم از سفارت استرالیا یک بسته به اداره رسید. تعداد زیادی تگ به همراه دستورهایی که تگ را نصب میکنند برای ما از استرالیا هدیه فرستاده بودند. ما شروع کردیم به تگ زدن و بعدا از طریق صیادان کشور امارات به ما خبر دادند لاکپشتهایی که شما تگ زدید در تور ما افتاده است رها سازی کردهایم شماره تگها و اطلاعاتشان را برایمان میفرستادند.
در دنیا خیلی تاکید بر این است که حفاظت باید با مشارکت مردمی باشد و مردم جوری منتفع شوند و این حفاظت طبیعت و آن گونه جانوری باید به نحوی مدیریت شود که در معیشت مردم تاثیر داشته باشد. این پروژه که مقداری جلوتر رفت کمکهای مالی برنامه کمکهای خرد تسهیلات محیط زیست جهانی به آن تعلق گرفت.
مرحومه خانم مهندس دارابی که رئیس برنامه تسهیلات خرد محیط زیست جهانی در ایران بود آمدند قشم و به آقای دره شوری پیشنهاد دادند که ما هم حاضریم در این حفاظت به شما کمک بدهیم. آنها مشارکت کردند بخشی از هزینههای ما را کامل کردند و یک کار مشارکتی خوب انجام شد. بعدها یک تیم را ما انتخاب کردیم موسسه آوای طبیعت پاییزان که یکی از موسسات خوب و قوی در کشور است. آقای مهندس نیما آذری و همسرشان خانم افسانه احسانی کلی کار در نقاط مختلف کشور انجام داده اند. موسسه آوای طبیعت پایدار در کنار آن آمد و شروع کردند در حوزه آموزش بانوان و همچنین جوانها در حوزه اکوتوریسم که چطور بتوانند هم در آموزش گردشگران نقش داشته باشند و انتقال دانش و اطلاعات حفاظت به گردشگر و مخاطب. و چطور از دل اینها برای ارتقای معیشت شان بهره ببرند.
تصویری از تخم گذاری لاک پست ها در ساحل
تاثیر صنعت گردشگری قشم در انتفاع اقتصادی مردم از حفظ محیط زیست
اصولا گردشگر با حضور خودش یک آورده مالی دارد. اقامت، غذای محلی و امثال اینها که هزینههای اینها در جیب جامعه محلی میرود. این تاثیر خیلی به سزا است مثلا روستای شیب دراز به دو دلیل یکی از مقاصد اصلی گردشگری جزیره ست، دلیل اول حضور لاکپشتهای عقابی برای تخم گذاری و بعد بیرون آمدن بچه لاکپشتها که معمولا تخم گذاری از اسفند ماه شروع میشود و تا اواخر اردیبهشت ماه ادامه دارد . از دهه سوم اردیبهشت ماه بچه لاکپشتها به دنیا میآیند تا اوایل تیر ماه. ما خیلی از دانش مردم محلی استفاده کردیم که در کتابها نبود. که چطور میشود تنها از رد لاکپشت بفهمیم که این لاکپشت موفق شده تخم بگذارد یا نه. علت عدم موفقیت میتواند ترس باشد یا وجود یک جانور مهاجم مثل سگ و روباه ، عدم مناسب بودن آن قطعه از ساحل در آن محل برای آن زمان باشد. مثلا ماسهها سست و خشک باشند و لاکپشت هرچه بخواهد چاله بکند چاله عمیق نشود. لاکپشت خسته میشود بر میگردد دریا، یکی دو ساعت استراحت میکند و دوباره بر میگردد. یا اینکه اگر یک لاکپشت تخم گذاشت و رفت و ما به هر دلیل متوجه نشدیم چطور محل تخم گذاری را پیدا کنیم مهم است. کسی که تجربه ندارد نمیتواند با فرو کردن یک چوب بفهمد کجا ماسه به نسبت لطیف تر و نرم بوده است. جامعه محلی با یک تکه چوب قشنگ پیدا میکردند که لاکپشت کجا تخم گذاشته. نکته سوم اینکه گاهی لاکپشت میاید تخم بگذارد و ماسه خیلی خشک است و هر چی چاله میکند عمیق نمیشود و لاکپشت خسته میشود. اگر برود ممکن است جایی برود که در دسترس ما نباشد. اگر برگردد ساحل خودمان حفاظت میشود ولی ممکن است جایی برود که دسترسی نداشته باشیم. ما در روستای شیبدراز افرادی را داریم که از پشت لاکپشت را بدون آنکه متوجه شود تعقیب میکنند و وقتی به جای مناسب میرسند اینها به لاکپشتها با روشی بسیار نامحسوس کمک میکنند که تخم گذاری کنند.
خود محلیها به شوخی میگفتند ما با این روش سزارین میکنیم. هر طور شده، بدون هیچ آسیبی از لاکپشتها تخم میگیریم. اسمش را سزارین گذاشته بودند. لاکپشتهایی که تخم میگذارند یک پلاک میخورند.
به این ترتیب قبل از تولد بچهها میدانیم که لاکپشت مادر کدام بوده، چند تا تخم گذاشته و در تخمهای آن چند تا بچههای موفق به دنیا آمدند. و اطلاعات مان را با IUCN تقسیم میکنیم. زیر مجموعه IUCN یک سری specialist group هست، گروههای تخصصی. مثلا Big cats specialist group، گروه تخصصی گربه سانان بزرگ. Marin turtles specialist group، با گروه تخصصی لاکپشتهای دریایی اطلاعات در میان گذاشته میشود. آنها این نرخ مشارکت محلی همیشه برایشان جذاب بود. لاکپشتها به صورت غریزی جایی تخم میگذارند که از تخم بیرون آمده اند. لاکپشتها بعد از 40 سالگی به سن بلوغ میرسند. مثلا اگر قشم متولد شده باشند 40 سال بعد برمیگردند قشم. جالب این است که به ازای هر هزار تخم لاکپشت در طبیعت، یک لاکپشت به سن بلوغ میرسد. با این حفاظتی که ما در ساحل انجام میدهیم این نرخ موفقیت از یک در هزار میشود 10 در هزار. البته برای اینکه از حالت تهدید به انقراض در بیاید حالا حالاها باید این حفاظت را پیش ببریم.در ضمن این مهم است که بچه لاکپشتهایی که از تخم بیرون میآیند نباید دستی در آب رها شوند باید مسیر ساحل را روی زمین تا دریا بروند تا بتوانند GPS بدنی یا غریزه شان مغناطیس زمین را درک کند که بتواند در آینده به ساحلی که در آن از تخم در آمد برگردند.
همکاری جامعه محلی در مطالعه درباره لاک پشت ها با رئیس بنیاد حفاظت محیط زیست دریایی کشور مالزی
در طبیعت از هر 100 لاکپشت 65% جمعیت مادهها هستند و 35% نر هستند. مثل کروکودیلها، لاکپشتها هم معمولا از دمای 28 درجه به پایین نر میشوند وبالای 28 درجه ماده میشوند. ما یک تفاهم نامه با بنیاد محیط زیست دریایی مالزی، با مدیر آن به اسم نیکلاس پیچر امضا کردیم، آقای پروفسور پیچر هم رئیس بنیاد حفاظت محیط زیست دریایی کشور مالزی است و همزمان کارشناسی ارشد دفتر گروه تخصصی لاکپشتهای دریایی IUTN هم هستند. ایشان گفته اند با توجه به گرمایش جهانی که در این چند دهه آغاز شده است، در یک مطالعه متوجه شدیم که لاکپشتهای استرالیا 99 درصدشان ماده شدند و تنها 1 در صد نر هستند. و ما این برایمان سوال است که خلیج فارس که در کنار دریای سرخ همیشه تحت عنوان گرمترین دریای جهان بوده آنجا وضعیت چطور است.
روزی که آمده بود قشم ایشان برنامه ریخت، ما با سازمان مان هماهنگ کردیم و یک تیم از جامعه محلی را که علاقمند بودند از خانم و آقا داشتیم. خانمهایی را داشتیم که انقدر علاقمند بودند که برای مطالعه به ساحل میآمدند، لاکپشتها و .. به ما کمک میکردند و هم برایمان غذا میپختند. مادر 55 -60 ساله در تیم داشتیم.
فکر کنم در یک هفته توانستیم 140 لاکپشت را مطالعه کنیم. تعداد به قدری زیا د بود که آقای پیچر شوکه شده بود و گفت: با توجه به اینکه من سالهاست با کشورهایی مثل امارات و قطر کار میکنم و در 4 سال با امکانات کامل کشور قطر با 4 شناور با 20 نفر نیرو، در 4 سال توانستیم 90 لاکپشت مطالعه کنیم . اما چطوری جزیره قشم با امکانات محدودتر آن هم در یک هفته در یک سفر بیش از 100 لاکپشت را مطالعه کردیم؟
گفتم: چون ما یک سیستم صیادی داریم به نام مشتا. یک سری چوب است که در ساحل میرود و دورش چوب است . در جزرومد لاکپشتها در تور میافتند. دارندههای مشتا را بهشان میگویند مشتاپون، عین چوپان، چوپون، به ساربان میگوییم اشترپون، به کسی که داخل مشتا میرود برای صید ماهی مشتاپون یا مشتاپن میگوییم. در خلیج فارس گوشت لاکپشتها استفاده نمیشود و بنابراین این مشتاپونها کلی برای ما لاکپشت گرفتند.
این پروژه نیز به این صورت به خوبی پیش رفت و در کنارش دفتر برنامه تسهیلات محیط زیست جهانی در این پروژه به انحای مختلف کمکمان کرد. برای اینکه تیم صنایع دستی را برای بانوان داشته باشیم دو سه بار برای ما مشاور فرستادند و با خانمها کار کردند و هزینههای مشاور را خودشان میدادند. مثلا یکی از بهترین مشاورها آقای اسماعیل حمیدی بودند. یکی از بهترینها در زمینه تسهیل گری بانوان در کشور است و خانم پروین دره شوری خیلی در حوزه آموزش کمک دادند.
پروژه حفاظت از لاکپشتهای پوزه عقابی در جزیره قشم یک کار مشارکتی تمام عیار است. به اهتمامی که واقعا آقای دره شوری گذاشت. از سال 86 که آقای دره شوری از قشم تشریف بردند و ماموریت شان تمام بود داریم ادامه میدهیم. پروژه سرجایش هست و امسال هم یک بار تخم گذاری انجام شده و اسفند ماه دوباره آغاز میشود. کل نیروهای سایت مان از خود بچههای شیب دراز است. ما با خود بچهها قرار داد میبندیم. کل هزینهها در اختیار خودشان است.
این یک خلاصه بود فقط درباره پروژه حفاظت از لاکپشتها. پروژههای دیگری هم هست ودر تمامی پروژهها مشارکت با جامعه محلی است و لازمه کار با جامعه محلی این است که ادبیات را باید شناخت. چه جوری اعتماد را جلب کنیم. و مهم تر از همه حفظ این اعتماد است.یادم هست زمانیکه با آقای دره شوری داشتیم کار میکردیم و در اتحادیه بین المللی حفاظت به عنوان یکی از موفق ترین پروژههای حفاظتی که با مشارکت جامعه محلی و ارزان ترین پروژه حفاظتی بود.پروژه از سوی بنیاد توسعه و محیط زیست آسیا-اقیانوسیه در ژاپن نیزدر 10 پروژه مدیریتی برتر آسیا و اقیانوسیه انتخاب شد و از سال 95 از طرف سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان موفق ترین پروژه حفاظتی با مشارکت مردم انتخاب شد.
قشم تقاطع فرهنگهای مختلف؛ از لنج سازی و حلوای قشمی تا موسیقی های محلی
مردم جزیره قشم و بندر تنب در خلیج فارس به لنج سازان قدیمی معروف هستند و نکته جالب این است که مصالح لنج مصالح بومی ما نیست، نمیدانم چه کسی از کشورهای دیگر مصالح اولیه آورد و یک شناور کاملا خلاقانه ای به نام لنج را ساخته اما در همین قشم، اساتیدی که ما داریم لنج را بدون هیچ گونه نقشه و کاغذ میسازند. ما انوع لنج داریم. بالای 10 نمونه لنج ساخته میشود. با ظرفیتهای مختلف.
در قدیم یک حلوایی در قشم تولید میشد که الان دانش آن به عمان رفته و در عمان به حلوا عمانی معروف است. در جنوب ایران هم معروف است. خرمای آن را از عراق تجارت میکردند. تجارت قشم خیلی فعال بوده است مثلا از بندر کراچی پاکستان چوب چندل میآمد. از بندر منگرول هند سفال شیروانی و ادویه جات میآمد. در تجارتها آدمها یاد میگیرند با فرهنگهای مختلف آشنا شوند، یک بخش آن دانش دریانوردی است.
میدانید که آنجا نیمکره پایین زمین است. نیمکره زیر است که ستارههای آن با نیمکره شمالی فرق میکند. در دانش دریانوردی رفتار جانوران هم مهم است مثلا با دیدن یک نوع پرنده میدانستند که هیچ ساحلی دیده نمیشود. بعضی از گونههای پرندههای دریایی شاخص خیلی خوبی هستند که به شما بفهمانند شما در اقیانوس هستید یا در دریا یا نزدیک یک سرزمین . اینها اکولوژی رفتاری جانوری شان هم خیلی حرفه ای بوده است. نه تنها یک تاجر و یک دریانورد بوده اند در حوزه جانوران رفتار شناس جالبی هم بودند. آنجا که تجارت میکردند در کنار اقلام تجاری فرهنگ هم منتقل میشده. این فرهنگ هم شامل ادویه جات، چاشنیها و غذاست. هم شامل پوشش، زیورالات، لوازم آرایشی و موسیقی است. موسیقی که ما در جزیره داریم از آفریقا آمده، یک بخش کمتر آن از هند و در اختیار آقایان است. ولی تنوع چاشنی غذایی، ادویه جات، مواد آرایشی و پوشش خانمها بیشتر هندی است. و دلیل اینکه در غذا و پوشش ماندگارتر شده و تنوع آن بیشتر است چون خانمها آن را حفظ کرده اند. در اختیار خانمها بوده است. و یک سری واژههایی که ما هنوز در جزیره قشم و هرمزگان داریم که در موسیقی مان هست. آهنگهایی داریم که «یمبو یمبو سئنه» خوانده میشود. آفریقاییها میگویند جمبو جمبو سئنه. که مثل اهلا و سهلا هست. در قشم مثلا هنوز به تی شرت میگوییم کاپرا که هندی هست. نحوه ارتباط گرفتن با افراد بیگانه در جزیره خوشبختانه خوب است.
تبدیل قشم به منطقه آزاد، چندگانگی مدیران و پیچیدگی هایش
باید ببینیم اول فلسفه منطقه آزاد چیست و چرا شکل گرفت؟ یکی از اولین کشورها به نظرم یکی دو کشور اروپایی بودند، بعدها چین و بعدها کشورهایی مثل امارات و کشورهایی در حوزه خلیج فارس. دولت مردان ما در دهه ۶۰ دیدند که چقدر منطقه آزاد میتواند مفید باشد برای سرزمین. به عنوان مثال خیلی ارگانهای دولتی داریم که زیر مجموعهای از شرکتهای تابعه دارند و هدف از تشکیل این شرکتهای تابعه این است که از آن بوروکراسی سازمان دورترند و میتوانند آزادانهتر عمل کنند و بهرهوری سازمانی را بالا ببرند. مناطق آزاد کمی نسبت به قوانین دست و پا گیر کشور آزاد ترند و در واقع تبدیل میشوند به مناطق راحت تری برای صادرات. فلسفه این دیدگاه خیلی خوب است ولی مثل خیلی از اتفاقات دیگر که در کشورمان میافتد متاسفانه درست به نتیجه نرسیده و آن فلسفه و رویه اصلی در مدت زمان خیلی کوتاهی به چندین دلیل به فراموشی سپرده شد.
یکی از دلایل بسیار عمده و مهم خود زنیهایی است که ما داخل کشور داریم. گاهی قوانینی که مجلس تصویب کردند و فشارهایی که ارگانهایی مثل وزارت اقتصاد و حوزه گمرک میآورند و جلوی انواع واردات و صادرات گرفته میشود حتی گاهی ما میشنویم که مناطق آزاد درگاه قاچاق در کشور هستند. اما واقعیت این است که حجم قاچاقی که به هر طریقی وارد کشور میشود، با قاچاقهای ریزی که در مناطق آزاد مثل جزیره قشم اتفاق میافتد قابل مقایسه نیست و نمیشود این را درگاه قاچاق خطاب کرد. قاچاق همه جا اتفاق میافتد ولی مناطق آزاد میتوانستند واقعا درگاه رشد و توسعه باشند اگر اصولی پیش میرفتند.
نکته دوم اینکه اگر مدیر عاملهایی که میآمدند بیشتر میماندند اثرگذارتر بود. با مدت کوتاهی که میمانند اصلا کاری پیش نمیرود. مناطق آزاد ما جزء ۲۰ مناطق موفق خاورمیانه هم نیستند و از 10 منطقه آزاد موفق خاور میانه حداقل 6 تا برای کشور امارات است. جبل علی همیشه جزء اولینها بوده، یکی از دلایلش این است که آقای بن سلیم بیش از سه دهه است که مدیر عامل آنجاست. پس یکی از دلایل عدم ثبات مدیریتی در مناطق آزاد است. مدیرعاملهایی که در مناطق آزاد میآیند همه انسانهای شریفی هستند اما مدیری که میآید باید یک آدم اقتصاد دان اجرایی باشد.
سوم چندگانگی مدیریتی در منطقه آزاد است. ماده 112 قانون برنامه پنجم که تبدیل شد به ماده 65 احکام دائمی کشور. در بند الف میگوید تمامی مسئولیتها، اختیارات و وظایف دستگاهها و ارگانهای دولتی به استثنای دفاعیه و امنیتی به مدیر عامل منطقه آزاد تفویض میشود. در تبصره بعدی میگوید مدیر عامل منطقه آزاد بالاترین مقام حاکمیتی در منطقه آزاد است. در تبصره بعدی میگوید مجموعههای زیر مجموعه نهاد رهبری با نظر ایشان وظایف شان تفویض خواهد شد.
ولی آن دو بند اصلی خیلی مهم است. ما در جزیره قشم فرمانداری را داریم، مدیر عامل سازمان منطقه آزاد را داریم، فرماندهی نیروی سپاه و فرماندهی نیروی انتظامی و دستگاههای قضایی را داریم. و هر کدام از اینها قدرت و قوانینی دارند. یعنی ما به عنوان منطقه آزاد از آقای فرماندار گله کنیم که چرا در منطقه آزاد دخالت میکنید میگویند من یک قوانینی دارم و تا این حد حوزه نفوذ عملکردی من است. راست هم میگوید چون همه ورود میکنند در حالیکه منطقه آزاد باید خودش فقط باشد. عوامل زیادی دست به دست داده است، دوگانگی مدیریتی را میشود کنار هم جلو برد، ولی قوانین و مصوباتی که از وزارتخانههای مختلف خصوصا اقتصاد، خصوصا مجلس میآید اصلا قابل تصور نیست که چرا ما خودمان علیه خودمان دست و پایمان را میبندیم. اصطلاحا خود تحریمی داریم. باید نقصهای مناطق آزاد را رفع کنیم. با توجه به اینکه کشورمان و قشم از نیمه دهه هشتاد رفت به سمت گردشگری، خیلی لازم است که ما برای سایتهای گردشگریمان ظرفیت سنجی کنیم. یعنی ظرفیت پذیرش و ظرفیت برد و توان تحمل زیستگاه یا سایت را در بیاوریم. مطالعه به ما میگوید که این سایت چقدر ظرفیت گردشگر را دارد.
آموزش اصل اساسی در گردشگری و حفظ محیط زیست
قبلا گردشگر برای اینکه یک جنس خارجی بخرد و ببرد میآمد جزیره. و بعد از خود تحریمیهایی که انجام شد دیگر صرف نمیکند که یکی از شهرستان بیاید خرید کند. چیزی که ما از آقای دره شوری یاد گرفتیم و پیاده میکنیم این است که دورههای آموزشی مکرری داریم. در حوزه حرا دورههای آموزشی برای تعاونیهای گردشگری داریم. تا بتوانند موضوعات مهم زیست گاه و طبیعت شان را به گردشگر برسانند. در حوزه لاکپشتها، خلیج دلفینها همینطور. یک اصطلاح هست میگویند گردشگر وقتی میآید ناآگاه است. خرج اولیه را برای آگاه کردن گردشگر باید بگذاریم. ما با مدارس کار میکنیم، ارتباط مستقیم با آموزش و پرورش و معاونت آموزشی داریم. هم با جامعه محلی، میزبان تا اقامتگاهها و رستورانهای محلی.
چطور با آموزش و تحقیقات، صید کوسه ماهیان در قشم تا ۸۰ درصد کم شد؟
چند سال پیش سازمان محیط زیست صید انواع کوسه ماهی را ممنوع کرد. گونههای شکارچی، آنهایی که در راس هرم غذایی هستند، خیلی در طبیعت ارزشمند و مفید هستند. وقتی یک بز بخواهد به یک سالگی برسد، اگر بگوییم روزی 2 کیلو علف مصرف میکند تا برسد به یک کیلو میشود حدودا 730 کیلو علف. اگر هر کیلو علف مثلا ۱۰ هزار تومان باشد 7 میلیون و 300 هزارتومن هزینه بز شده است. حالا یک گرگ را در نظر بگیرید یک گرگ برای اینکه به یک سالگی برسد هفته ای باید یک بز مصرف کند، در سال میشود 48 بز، بز که برایش 7میلیون و 300 هزار تومان هزینه کردیم را ضرب کنیم در 48، یعنی برای گرگ در طبیعت 350 میلیون هزینه کرده ایم. کوسه ماهیان هم همینطور هستند. اما در بازار قشم یک ماهی مثل سرخو کیلویی 250 هزار تومان است و کوسه کیلویی 100 هزار تومان اما اگر ماهی کیلویی 250 هزارتومان باشد کوسه باید حداقل 10 میلیون تومان قیمت داشته باشد. یعنی ما صید راس هرم غذایی که نقش مهمی در کنترل طبیعت را دارد این جور باید کنترل کنیم.
وقتی دیدیم سازمان محیط زیست ممنوعیت اعلام کرد ما در جزیره ممنوعیت اعلام نکردیم. ابتدا یک مطالعه تحقیقاتی انجام دادیم. وصل شدیم به دفتر کوسه ماهیان IUCN و گروه تخصصی غضروف ماهیان. رئیس دفتر خانمی است به نام ریما ژاباگوف، کانادایی هستند که اصالت شان لبنانی است. ایشان را به واسطه یک پایان نامه دانشجویی به جزیره دعوت کردیم.
ما شاید نتوانیم در جزیره، دانشجویی در حوزه مرتبط حمایت مالی داشته باشیم ولی حمایت لجستیکی را داریم. معمولا یکی دو کارشناس و ماشین اداره را در اختیارشان قرار میدهیم، چون هزینه جابجایی در جزیره خیلی بالاست و تقریبا روزی 2 میلیون میشود که برای دانشجو خیلی زیاد است. همچنین فرد اگر نیاز به ارتباط جامعه محلی داشته باشد ما برایش انجام میدهیم. یک نسخه از پایان نامه را در اختیارمان میگذارد و ما هم از دانش آن دانشجو یاد میگیریم و ایشان هم از کارشناسهای ما یاد میگیرد. یک دانشجو به نام خانم مشایخی میخواست در حوزه دریایی کار کند از دانشگاه هرمزگان، خیلی هم دل و جرات داشت. بهش گفتم اگه میخواهی روی پایان نامه ات کار کنی من کمک میکنم، ولی کل جزیره را کار کن. نیروهای من در اختیار شما، ایاب و ذهاب تان با ما، ارتباط با جامعه محلی با ما. ایشان خیلی خوب کار کرد، اطلاعاتش را در اختیار ما گذاشت ما با خانم ژاباگوف به اشتراک گذاشتیم، ایشان خیلی خوششان آمد، به جزیره آمد.
یک کنفرانس بزرگ هم راه انداختیم، معاونین مرتبط از سازمان شیلات، سازمان محیط زیست، مرکز تحقیقات شیلات کشور، مرکز ملی اقیانوس شناسی، همه را دعوت کردم که بیایند و با این خانم آشنا بشوند و از دانشش استفاده کنند. بعد آمدیم محلهایی که کوسهها در بازار فروخته میشود و مصرف کنندگان اصلی مثل اقامت گاههای محلی را پیدا کردیم و شروع کردیم به دورههای آموزشی برای ماهی فروشها و اقامت گاههای محلی، که روندش۴ سال ادامه پیدا کرد و بعد از ۴ سال اعلام کردیم که کوسه چرا مهم است و نباید مصرف شود و این هم قانونش که نباید صید شود. حالا داریم تلاش میکنیم جلوی صید را بگیریم و حدودا 70-80 درصد موفق شدهایم ومشارکت جامعه محلی هم خیلی خوب بوده است.
کمک گرفتن از جامعه محلی در حل مشکلات معجزه میکند
یک خاطره بگویم، دادستان جزیره من را خواست، مدتی قبل رفتم پیشش، گفت آقای داخته شما حرمت ما را ندارید، گفتم شما دادستان هستید من کی باشم که حرمت شما را حفظ نکنم منظورتان چیست؟ گفت شما اصلا هیچ پرونده ای برای من نمیفرستید. گفت من نمیدانم شما چه کار میکنید که از طرف شما پرونده ای نمیآید؟ گفتم من پرونده نمیسازم، ببینم یکی تخلف کند میروم پیدایش میکنم، با او صحبت میکنم، توجیهش میکنم. وقت میگذارم و به او فرصت میدهم. اگر باز تخلف کرد میبرمش در مجلس شورا و بزرگان روستا و معتمدین و دهیار آنجا از او تعهد میگیرم. باور کنید نمیرسد بیاید روی میز شما.
خدمات فراموش نشدنی آقای دره شوری به زیست بوم جزیره قشم
البته بگویم که من هرچه که شناخت پیدا کردهام نسبت به قشم مدیون کارهایی است که از آقای مهندس دره شوری دیده ام. من اگر دانشجو بودم و مستقیم آمده بودم هیچ وقت نمیتوانستم کار کنم. شاید در ماههای اول بی خیال میشدم و جای دیگری میرفتم. ما به عنوان کارشناس مجذوب روشهای آقای دره شوری میشدیم. الان هم زنگ میزنم به ایشان ایده و انرژی میگیرم و دوباره به کارم ادامه میدهم. من رفتم روستا تا غروب وقت گذاشتم، یک آقای مسنی بود که سوپر مارکت داشت ما بهش سر میزدیم. به من گفت داخته اصلا نیستی تو. گفتم به خدا هستم. گفت نه اصلا نیستی، دره شوری میآمد شب را در کوه میخوابید تو هفته ای یک بار دیده میشوی. گفتم آقای دره شوری من هر کار میکنم اینها نمیبینند. اینها به من سرکوفت میزنند. آقای دره شوری بی نظیر کار میکرد. بدون ادعا و بدون منت و پر انرژی. علیرغم مدت زمان ماندن شان در جزیره 6 سال بیشتر نبود تاثیر خیلی خوبی روی مردم جزیره گذاشته بودند. ثبت ژئوپارک جهانی قشم محصول تلاشهای بی وقفه ایشان بود. همین الان هم ژئوپارک جهانی قشم در شبکه ژئوپارکهای ملی یونسکو به عنوان موفق ترین ژئوپارک در مشارکت با جامعه محلی است. ژئوپارک که ثبت شد اول زیر مجموعه مدیریت محیط زیست بود و آرام آرام ما احساس کردیم که این مجموعه باید جدا باشد و با استقلال جلو برود. سازمان منطقه آزاد حمایت کرد و ژئوپارک را یک مدیریت مستقل به رسمیت شناخت. الان با حمایت سازمان خیلی خوب جلو میرود ولی این روشها را ما از آقای دره شوری یاد گرفتیم.
سازمان منطقه آزاد قشم و حفاظت از لاک پشت ها
باید بگویم که اولین و بزرگترین حامی پروژه «حفاظت از لاکپشتها» سازمان منطقه آزاد قشم است و تاکنون بالغ بر یک میلیارد ریال توسط این سازمان،در بخشهای مختلف این پروژه هزینه شده است.
از همان سال ۸۱ با درایت مدیر وقت محیط زیست منطقه آزاد قشم اقدامات لازم نسبت به جلوگیری از انقراض گونه لاکپشتهای پوزه عقابی و حفظ و حراست از تخم و بچههای آنها در سواحل جزیره قشم انجام شد و سازمان منطقه آزاد قشم با اختصاص طرحها و اعتبارات ویژه اقدام اساسی و مهمی در کاهش انقراض این گونه از لاکپشتها و تولد بچه لاکپشتها انجام داد و در سه بخش حفاظت، اکوتوریسم و صنایع دستی این پروژه را آغاز کرد. در سالهای اول حفاظت ، اغلب گردشگران با این محدوده آشنا نبودند ولی پس از تداوم فعالیتها و اخبار متعددی که از طریق سازمان منطقه آزاد انتشار یافت، حتی در تعطیلات نوروز اغلب مسافران و گردشگران برای تماشای تخم گذاری و تولد بچه لاکپشتها به این منطقه سفر میکنند.
در پایان باید بگویم با اجرای طرح حفاظت از لاکپشتهای پوزه عقابی از انقراض این گونه در قشم جلوگیری شده و علاوه بر آن تاثیرات مثبتی در حوزههای اشتغالزایی و ارتقاء معیشت جامعه محلی روستای شیب دراز و صنعت گردشگری جزیره ایجاد شده است که امیدواریم این پروژه الگوی مناسبی برای سایر طرحهای حفاظتی باشد.
