در مصاحبه با بهنام بلوکی
بهنام بلوکی متولد ۱۳۶۰ ساکن جزیره قشم و شیرازی است. بهخاطر شغل پدر که در جزیره خارک کار میکرد و در شرکت نفتی بود، تا ۱۶ سالگی در آنجا زندگی کرده و در جزیره خارک بزرگ شده است و زندگی در جنوب و دریا را آنجا تجربه کرده است. دوره دبیرستان را در شیراز گذرانده است و تحصیلاتش در حوزه مدیریت گردشگری و جهانگردی بوده و کارشناسی این رشته را دارد.
فعالیت در حوزه گردشگری را از سال ۱۳۹۵ و بهعنوان راهنمای محلی شروع کردم. از سال ۱۳۹۷ سعی کردیم شرکتی را در زمینه برگزاری تورهای ورزشی دریایی تأسیس و راهاندازی کنیم که متأسفانه بهدلیل مشکلاتی که برای گرفتن مجوزها وجود داشت، موفق نشدیم. در سال ۱۴۰۰ دوباره کار را شروع کردیم و در همان حوزه مشغول به فعالیت شدیم و باتوجهبه اینکه دولت جدیدی سر کار آمده بود و سیاستها تغییر پیدا کرده بود، برخی از موانعی که در کار وجود داشت تعدیل و حل شد و افرادی روی کار آمدند که دید بازتری داشتند و کار ما تا حدی پیش رفت.
شروع به کار ومشکلات آن
در پایان سال ۱۴۰۱ موفق شدیم پروانه بهرهبرداری تفریحات دریایی را اخذ کنیم. فعالیتی که ما شروع کردهایم، با این که دوست ندارم از لفظ اولین استفاده کنم، اولین اکوتوراپراتور دریایی در ایران است که شامل گشتهای مختلف دریایی با قایقهای پارویی است.
رشته گردشگری در ایران رشته جدیدی است. سالهای زیادی نیست که گردشگری وارد دانشگاههای ما شده و منابع علمی درست و بهروزی نیز در این زمینه در کشور نداریم. نوپابودن این صنعت باعث شده که هنوز اوایل مسیر پیشرفت باشیم. بهویژه در گردشگری دریایی ما زیر صفر هستیم و حتی به صفر هم نرسیدهایم.
برای مثال رشتهای که امروزه بسیار در دنیا طرفدار دارد و جزء تورها و گشتهای گرانقیمت گردشگری است، برنامههای پرندهنگری است که ما این را با قایقهای پارویی ترکیب کردهایم و در منطقهای که ذخیرهگاه زیستکره است و بالاترین ظرفیت جهانی را دارد، آن را اجرا میکنیم.
بهواسطه گردشگری که با سرعت در این جنگلهای حرا رشد کرد، دقیقاً در زمانی که پرندهها بعد از یک پرواز ۷۰۰۰ کیلومتری خود را برای زادآوری به جنگلهای حرا میرسانند، اوج بهرهبرداری ما در صنعت گردشگری در منطقه است؛ آن هم با استفاده از قایقهای موتوری، که موجهایی که توسط این قایقها تولید میشود باعث میشود خاک و گل زیر ریشه درختان شسته شود و درختان زندهزنده در آب بیفتند. همچنین سروصدایی که توسط موتور این قایقها ایجاد میشود باتوجهبه قدرت شنوایی بالای پرندگان و آبزیان، باعث ترس و نازایی وگاهی سکته پرندگان و دلفینها میشود. بسیاری از این پرندهها تکهمسر هستند و اگر جفت پرنده از بین برود، تا آخر عمر جفتگیری نخواهد کرد و چرخه تولیدمثل این پرنده از کار میافتد. زمانی که در فصل زادآوری دلفینها با قایقهای موتوری به آنها هجوم میآوریم، گاهی این پستانداران زیبای دریایی سقطجنین میکنند و بسیار پیش آمده که بچهدلفینها که هنوز قدرت زیادی ندارند، با پروانه موتور قایقها برخورد میکنند و میمیرند. ازاینرو سروصدایی که ما ایجاد میکنیم در اکوسیستم و در جنگلهای حرا باعث کاهش تعداد حیاتوحش شامل پرندگان، آبزیان و حتی پستانداران دریایی میشود.
آغاز تحقیقات و آغاز یک ایده
ازآنجاکه من در دوره دانشگاه در قشم بودم و یک سری پژوهشها را اینجا انجام میدادم، چندین سال درگیر این مشکلات بودم. زمانی که شروع به کار کردم، این دغدغه را داشتم که این کار تنها با هدف بهرهبرداری اقتصادی نباشد؛ بلکه در راستای تحقق اهداف اکوتوریسم هم به حفاظت از محیطزیست و منافع جامعه محلی و هم احیا میراث فراموششده قایقهای پارویی اهتمام ورزم. از طرفی دوست داشتم زمانی که تور ما به پایان میرسد، گردشگران از طریق آموزشهای غیرمستقیم با رویکردی نو به حفظ اکوسیستم کمک کنند.
گردشگری تجربه گرا
ما یک شرکت را در زمینه گردشگری تجربهگرا راهاندازی کردیم؛ البته هنوز مشکلات زیادی در حوزههای زیرساختی و هزینهها داریم، ولی همچنان روبهجلو حرکت میکنیم و فعالیت ما ادامه دارد.
یکی از انواع گردشگری که در این سالها موردتوجه قرار گرفته، گردشگری تجربهگرا است. جشنواره ستوده که جشنوارهای در حوزه گردشگری تجربهگرا است در سال ۱۴۰۱ رویدادی برگزار کرد که در آن حدود ۳۰۰ طرح با موضوع گردشگری تجربهگرا شرکت کردند. خوشبختانه ما جزو برگزیدگان کشوری بودیم. این به ما ثابت کرد که در مسیر درستی قرار داریم، هرچند کارکردن در این حوزه بسیار سخت است، چراکه این کار تا امروز در ایران انجام نشده و ما حتی برای آن آییننامهای نداریم. ما امیدواریم که بتوانیم راه را برای افراد دیگری باز کنیم که قصد فعالیت در این رشته را دارند.
پرندگان مهاجر در سواحل قشم و جنگل های حرا
فعالیت های جدید و سنگ های در مسیر
مدیرها معمولاً متوجه داستان میشوند. هرچند خودشان بعضاً اطلاعی از موضوع ندارند و ما با ابزارهایی که داریم کار را به ایشان معرفی میکنیم. طرح را در اختیارشان میگذاریم، آنها را بازدید میبریم و به آنها شرایط را نشان میدهیم. ولی یکی از مسائل و مشکلاتی که در آن زمان داشتیم این بود که خود اداره گردشگری متأسفانه هیچ علاقهای به طرحهای نوآورانه نداشت و کارشناسانی که در آن زمان مسئولیت را به عهده گرفته بودند چیزی از کایاک نمیدانستند. من باید عکس این نوع قایقها را به آنها نشان میدادم، درصورتیکه خارج از ایران بیشتر از ۴۰ سال است که این قایقها در حوزه گردشگری مورداستفاده قرار گرفتهاند.
آنچه برای من جالب است این است که مسئولانی سر کار هستند که حتی الفبای دریا را نمیدانند و من نمیدانم بر چه اساسی بهعنوان کارشناس دریایی و برای اظهارنظر در مورد خدمات دریایی منصوب شدهاند. بنابراین یکی از بزرگترین مشکلات ما، عدم اطلاع دستگاههای دولتی و عدم بهروزبودن آنها است.
ما گرفتار پروسههای پیچیده مجوز شدیم. سری اول من یک سری قایق بهطور قانونی از دبی وارد ایران کردم، با این که در این مناطق ورود کالای قاچاق بسیار راحت است. ولی ازآنجاکه من میخواستم خشت اول را کج نگذارم و تا انتهای کار با روش درست پیش بروم، قایقهای خود را بهصورت قانونی وارد کردم؛ ولی ۷ ماه قایقهای من بهعنوان کالای غیرمجاز در گمرک باقی ماند و اجازه ترخیص پیدا نمیکرد. درحالیکه این قایقها تجهیزات گردشگری ورزشی هستند و تمام اقشار جامعه و تمام ردههای سنی از مزایای این فعالیت بهرهمند میشوند.
ما زیرساختهای مناسب برای مستقرکردن این قایقها در محل مشخص را نداشتیم. زیرساختهای دریایی بسیار گرانقیمت هستند و ما نیز شرکت نوپایی بودیم که نمیتوانستیم همه هزینهها را تأمین کنیم. تا همین امروز نیز موفق به پوشش همه این هزینهها نشدهایم. ازاینرو برای بهآباندازی قایقها در جنگل حرا با موانع بسیاری مواجه هستیم.
یک روز با من تماس گرفتند و گفتند میخواهند قایقها را آتش بزنند. من خواهش کردم که کمی دست نگه دارند تا من برسم و توضیح دهم و درصورتیکه قانع نشدند، هر کاری که مصلحت میدانند انجام دهند. در کمال ناباوری دیدم که کارشناسان اداره محیطزیست کشوری میخواستند این کار را انجام دهند. من هر فکری میکردم بهجز اینکه اداره محیطزیست بخواهد این بلا را سر من بیاورد. آنها برای برخورد با ما آمده بودند و باوجوداینکه متوجه شدند ما حتی در مسیر پاکوب خود نیز سعی کرده بودیم طوری حرکت کنیم که کمترین آسیب به محیطزیست برسد و تمام زبالههای منطقه را جمع کرده بودیم، ولی متأسفانه دید آنها به عملکرد ما تخریب محیطزیست بود و اجازه ندادند کار کنیم.
ما با هزینه شخصی و همکاری مردم محلی، اسکلهای چوبی به طول ۱۰ متر در آن منطقه ساخته بودیم تا گردشگران پای خود را در گل فرو نبرند؛ چراکه این امر نهتنها باعث زخمیشدن پای آنها و پایینآمدن کیفیت برنامه میشد، بلکه تخریب این بستر گلی غنی که زیستگاه صدفها و گوشماهیها است را هم به همراه داشت. به همین دلیل ما از چوبهایی که برای لنجسازی از آفریقا وارد کشور میشود خریداری کرده بودیم و با خلاقیت مردم روستا توانسته بودیم اسکلهای بسازیم که متأسفانه تمام این زحمات هدر رفت و ما نیز متضرر شدیم. این اتفاقات مال سال ۱۳۹۷ است.
اسکله مسافری شهید ذاکری قشم
۱۴ خان جزیره قشم
یک مشکل بزرگ در جزیره قشم مدیریت موازی ارگانهای دولتی است. برای مثال ما دو اداره محیطزیست در جزیره قشم داریم؛ یکی محیطزیست کشوری و دیگری محیطزیست سازمان منطقه آزاد. این باعث شده سیستمهای مدیریتی موازی، جان ما را به لبمان برسانند. در هر کجای کشور اگر برای گرفتن مجوزها باید از هفتخان عبور کرد، ما در قشم چهاردهخان داریم.
زمانی روش کار من این بود که وارد هر ادارهای که میشدم میگفتم من میخواهم این فعالیتها را در قشم انجام دهم؛ آیا شما با این فعالیتها آشنایی دارید؟ آنها میگفتند نه، و من مجبور بودم که از صفر خودم و فعالیتم را معرفی کنم. از جریان استفاده اسکیموها از قایقها شروع میکردم تا تاریخچه آن در ایران و اینکه حالا ما میخواهیم چه بکنیم. آنچه برای من جالب بود این بود که آنها از من میپرسیدند واقعاً میخواهی با این قایقها پول در بیاوری؟
زمانی که من کار را شروع کردم مدیر گردشگری قشم یعنی آقای ایوب زارعی شخصی بود که با رویکرد توسعه گردشگری وارد قشم شده بود. یکی از امتیازاتی که داشت این بود که خودش بچه جنوب و بچه دریاست. ایشان از سمت شهرداری بندر تاریخی کنگ کار خود را آغاز کرد و این بندر را به یک مقصد گردشگری بینظیر تبدیل کرده است. باتوجهبه اینکه توسعه در کشور ما این روزها چندان براساس توسعه پایدار نیست و تنها به زیرساختهای فیزیکی از قبیل جاده آسفالت، تیر چراغ برق، و ساختن سرویس بهداشتی خلاصه میشود، ابعاد دیگر گردشگری نادیده گرفته شده و غالباً آسیبهای وارده بسیار بیشتر از منافع گردشگری برای منطقه است. ولی آقای زارعی که وارد شدند تغییرات عمدهای ایجاد کردند؛ هرچند به ایشان نیز خیلی سخت گذشت. بههرحال سیستم اینجا هم بهصورتی است که به تصمیمات خود ایشان هم مقاومت نشان میدهد. اعتقاد من این است که مدیرانی شبیه به آقای زارعی زیاد نیستند و ما در این چند سالی که گذشت، سابقه برخورداری از چنین مدیرانی را کمتر داشتهایم.
مدیر دیگری به نام فرزین حقدل داشتیم که در زمان مدیریت خود اقدامات بیشماری در راستای توسعه گردشگری انجام داد و از مدیران کارآمد مرکز بینالمللی رشد قشم نیز بود. مدیران کارآمد و دلسوز، سرمایههای ما هستند. سرمایه ما بیشتر از اینکه نفت و گاز باشد، نیروی انسانی ماست؛ اما متأسفانه این متخصصین بهدلیل عدم ثبات مدیریتی مناطق آزاد پیوسته در حال تغییر هستند.
میراث قایق های پارویی جزیره
پیشازاین در جزیره قایقهای پارویی داشتهایم که متأسفانه از زمانی که قایقهای موتوری وارد جزیره شدهاند آنها را از دست دادهایم. این قایقها بسیار زیبا بودند و ما دوست داریم که این فرهنگ قایقهای پارویی فراموششده را دوباره احیا کنیم و خاکی که روی آن نشسته است را کنار بزنیم. این قایقها که با دست و با نخل درست میشدند «شاشک» نام داشتند و بسیار ظریف بودند و بهگونهای طراحی شده بودند که هیچوقت سروته نمیشدند. متأسفانه این قایقها دیگر تولید نمیشوند و طبق تحقیقات انجامشده تنها یک نفر در جزیره قشم هنوز دانش ساخت این قایقها را حفظ کرده است.
ما دوست داریم ارتباطی نو و متفاوت با دریا، هم برای گردشگران و هم برای جامعه محلی رقم بزنیم. آرزوی من این است که حداقل در جنگلهای حرا قایقهای موتوری جمعآوری شده و قایقهایی که از انرژی سبز استفاده میکنند وارد کار شوند و ما بتوانیم جنگلی را که تشکیل آن سالها زمان برده تا به جایی که ما امروز میبینیم رسیده برای آیندگان نیز حفظ کنیم.
استفاده از قایق های پارویی، فرهنگی که نیازمند احیا است.
ثروتی به نام ذخیره گاه زیست کره
ما بیش از ۷۰۰ ذخیرهگاه زیستکره در سراسر جهان داریم که اگر از بین بروند کل حیات روی کره خاکی از بین خواهد رفت. درجه اهمیت جنگلهای حرا بسیار بالا است. این درختها چند برابر دیگر درختان اکسیژن تولید میکنند و چند برابر دیاکسیدکربن جذب میکنند و خاصیت این جنگلها در تولید اکسیژن و کاهش دی اکسید کربن از سایر جنگلهای دنیا بیشتر است.
این یک اکوسیستم بسیار ویژه است. در تورهایی که ما برگزار میکنیم، تلاش میکنیم این اکوسیستم را درست معرفی کنیم. شما با نزدیکشدن به درختان میتوانید انواع پرندگان کنار آبزی را مشاهده کنید. یک حواصیل را از فاصله ۵ متری ببینید و یا یکی از بزرگترین پرندگان ایران به نام پلیکان پا خاکستری را از فاصله ۲۰ متری تماشا کنید. تورهای پرندهنگری با کایاک تجربهای ارزشمند و منحصربهفرد برای گردشگران رقم خواهد زد.
ساحل سبز و جامعه محلی
استقبال جامعه محلی و همکاری آنها با ما در طول این سالها موجب دلگرمی ما برای ادامه مسیر با وجود تمام فشارها و چالشها بوده است تا بتوانیم با پایبندی به اصول اخلاقی و کاری خودمان به این مرزوبوم و مردمانش خدمت کنیم.
کار ما تازه شروع شده است. دنبال این هستیم که نوجوانان و جوانان علاقهمند و مستعد برای فعالیت در حوزه گردشگری دریایی را آموزش دهیم و با همکاری آنها و توسعه همهجانبه این کسبوکار بتوانیم تغییراتی مثبت و پایدار در طولانیمدت ایجاد کنیم. درحالحاضر باوجوداینکه از نظر زیرساخت با مشکلات جدی مواجه هستیم، در بخشهای مختلف جزیره فعالیت میکنیم. یکی از این بخشها منطقه گوران و موزه لنجسازی گوران است که همه ساکنین و فعالین روستای گوران بسیار با ما همدل و همراه هستند. در گورزین هم حضور داریم که مشارکت و همکاری بسیار خوبی میانمان است.
ما با ژئوپارک جهانی قشم همکاری داریم. سیاستها و اهداف شرکت ساحل سبز بهعنوان یک اکوتور اپراتور و سیاستهای کلی ژئوپارکها کاملاً با همدیگر همپوشانی دارند و ازاینرو در پروژههای متعدد و گوناگون بهصورت داوطلبانه و بهعنوان همیار ژئوپارک فعالیت میکنیم.
با آموزشوپرورش قشم نیز در مباحث آموزشی مرتبط با حوزه فعالیت خود همکاری داشتهایم. برای دانشآموزانی که قصد انتخاب رشته گردشگری را دارند در مدارس در مورد صنعت گردشگری صحبت میکنیم، گردشگری دریایی را معرفی میکنیم و دانشآموزان را نهتنها با کسبوکارهای حوزه گردشگری دریایی و تجهیزات مورداستفاده آنها، بلکه با مسائل محیطزیستی مرتبط نیز آشنا میکنیم.
خاطره ای شیرین
یکی از خاطرات و تجربیات شیرین ما جمعآوری بذر درختهای حرا با این قایقهای پارویی است که با همکاری جامعه محلی انجام شد. همه دست به دست هم دادند، هر کس بذرها را به خانه خود برد و کاشت و پس از ۵ ماه دوباره همان جمعیت برگشتیم و این نهالها را در بخشی از جنگل حرا کاشتیم. همه با بذری که به خانه برده بودند و شاهد مراحل رشد و نمو آن بودند ارتباط بسیار زیبایی برقرار کرده بودند و حس غرور و تعلق خاطری که ایجاد شده بود باعث شد بیشازپیش ارزش جنگلهای حرا و این اکوسیستم غنی را بدانند.
گردشگران
متأسفانه گردشگران آشنایی چندانی با استانداردهای طبیعتگردی و گردشگری حیاتوحش و معایب استفاده از قایقهای موتوری در اکوسیستم جنگل حرا ندارند. قدم اول آموزش و ارتقا سطح دانش و آگاهی است.
من بهعنوان سرمایهگذار با هزینهکردن وقت و پول بسیار این قایقها را وارد کردهام؛ اما در مرحله اول بسیاری از گردشگرانی که میآیند اولین چیزی که میگویند این است که نمیشود ما پارو نزنیم و یک موتور به پشت این قایق ببندیم؟ بسیاری از افرادی که نام خود را شاخ اینستاگرامی در حوزه گردشگری و طبیعتگردی گذاشتهاند، تنها با یک تیپ لباس و تصویرهایی از میز غذا که حتی شامل غذاهای محلی هم نیست و قابهای یکسان عکاسی و فیلمبرداری مدعی معرفی جاذبههای یک مقصد گردشگری هستند. امروز مسافری که به قشم میآید از من همان خدماتی را میخواهد که در اینستاگرام دیده است. میگوید پرندهنگری به چه درد من میخورد و یا میگویند که این گلها کثیف هستند. برایشان توضیح میدهم که این گلها مواد معدنی دارند. کشورهایی که این گلها را دارند شرایطی را مهیا کردهاند و برای پکیجهای گلدرمانی ساعتی ۱۰ تا ۱۵ دلار دریافت میکنند.
معضل دیگر این است که اکثر تورهای طبیعتگردی ایران، چه رودخانهنوردی، چه کویرنوردی و چه تورهای دریایی، در واقع جُنگهای شادی هستند. امروز در هر کجای طبیعت که قدم میگذاریم صدای مهیب و گوشخراش اسپیکرهای بزرگ آرامش تمامی موجودات را بر هم زده است. در یکی از سفرهایمان در جنگلهای حرا حدود ۹ کیلومتر با یکی از این اسپیکرهای بزرگ فاصله داشتیم، ولی مانند این بود که خواننده کنار گوش ما در حال خواندن باشد و این آسیبها بسیار جبرانناپذیر است.
البته گردشگری طبیعت در کشور ما بسیار نوپا است و تورهای طبیعتگردی تا چند سال پیش آنقدر محبوبیت نداشت. باید اذعان داشت که نتوانستهایم متناسب با سرعت موردتوجه قرارگرفتن و رشد آن طی این سالها فرهنگسازی کنیم.
با وجود تمامی این مصائب، افرادی که بهصورت حرفهای سفر میکنند از کار ما خیلی استقبال میکنند و از کیفیت و نحوه اجرای متفاوت برنامههای ما راضی هستند. این برای ما انگیزه و قوت قلب است و هنگام شنیدن بازخوردهای آنها بسیار خوشحال میشوم و خیلی از مشکلات را فراموش میکنم.
نهال های درختان حرا آماده برای کاشت
لزوم بازارسازی و هزینه بالای تبلیغات
آموزش، آگاهیرسانی و بهرهبرداری اقتصادی نیازمند تبلیغات و بازارسازی و برندسازی هستند که همه هزینههای هنگفتی بر دوش هر کسبوکار خرد و نوپایی خواهند گذاشت. مثلاً در صداوسیمای خودمان که حتی آمار تماشاگر بالایی هم ندارد، باید برای یک تبلیغ چندثانیهایی میلیاردی هزینه کنیم. تحقیق و بازارسازی مناسب، تبلیغات، برگزاری رویدادها و ایونتها برای معرفی فعالیت ما شاید به چندین سال زمان و سرمایهای بسیار بیشتر از آنچه یک کسبوکار کوچک در دست دارد نیاز داشته باشد تا بتوانیم مانند کویرنوردی، رودخانهنوردی یا غارنوردی جایگاه خود را پیدا کنیم.
منطقه آزاد قشم
داشتن منطقه آزاد یک سیستم رؤیایی است ولی همه چیز روی کاغذ خیلی بهتر است. قوانین قشم بهعنوان قوانین منطقه آزاد میتوانند به سرمایهگذاران و فعالین حوزههای مختلف آزادی عمل بدهند و راهاندازی کسبوکارها را تسهیل کنند؛ اما گاهی خیلیها خبر نداریم و نمیدانیم که چه قوانینی وجود دارد که میتواند از ما حمایت کند.
عدم ثبات مدیریت باعث میشود سرمایهگذاری در قشم کار راحتی نباشد. طی این ۵ تا ۱۰ سال که من شروع به فعالیت کردهام مدیرعاملان زیادی به قشم آمدند و رفتند و هر کدام سیاستهای کاری خود را داشتند و اغلب اقدامات نفر قبلی را قبول نداشتند.
چالش های گردشگری تجربه گرا در زمینه قایقرانی
قایقهایی که من وارد کردهام ورودشان به کشور ممنوع است. ورود آنها حتی به منطقه آزاد هم ممنوع است. من با دوندگی و رایزنیهای بسیار و همکاری مسئولان وقت موفق به واردکردن این قایقها شدم. رئیس وقت گمرک از دست من خسته شده بود. من ۳ ماه هر روز در دفتر او مینشستم تا توانستیم این قایقها را ترخیص کنیم. در حال حاضر من حدود ۴۰۰ میلیون تومان چک ضمانت در گمرک دارم. با این شرط توانستم قایقها را از گمرک بیرون بیاورم. این مسائل انگیزه کارکردن را میگیرد و هزینهها و زحمات را بسیار طاقتفرسا میکند.
هنوز کمبود زیادی در تجهیزات دارم و میخواهم وسایل زیادی بگیرم که در کشور موجود نیست. به من میگویند از تولید داخل استفاده کن. دریا شوخی ندارد، محیط سختی است و هر ابزاری در دریا دوام نمیآورد. بهخاطر همین در سرمایهگذاری در حوزه دریا اگر از اجناس بیکیفیت استفاده کنیم بعد از ۶ ماه بسیار متضرر و متعاقباً ورشکست خواهیم شد. باید سراغ بهترین برندها برویم، اما ممنوعیت جلوی پای ما گذاشته میشود؛ درحالیکه این تجهیزات برای توسعه ورزش همگانی و گردشگری است. پس نیاز است ابتدا بازار به وجود بیاید تا بتوانیم سرمایهگذار داخلی را مجاب به تولید این تجهیزات کنیم. با هر سرمایهگذاری که صحبت میکنم این تصور را دارد که اگر بهجای سرمایهگذاری در این حوزه آپارتمان بسازد، رمزارز بگیرد یا هر کار دیگری، سود بسیار بیشتری خواهد برد.
به من میگویند یک نمونه موفق از کار خود را در کشور نشان بده و من به آنها میگویم که من اولین نمونه هستم و ما هنوز نمیتوانیم سرمایهگذارها را متقاعد کنیم.
مشکل دیگر تسهیلات است. اتفاقی که افتاده این است که عدهای آمدهاند، این تسهیلات را گرفتند و رفتند و تقاصش را آنهایی که واقعاً میخواهند فعایت کنند دارند پس میدهند. در اخبار اعلام میکنند که در حوزه گردشگری دریایی وام میدهیم. همینالان اگر گردشگری دریایی و تسهیلات را جستجو کنید، جذابترین تبلیغات برای پرداخت تسهیلات به گردشگری دریایی در صفحه گوگل برای شما ظاهر میشود؛ ولی افرادی خاص با دسترسی خاص برای کارهای خاص به این وامها دسترسی دارند و هنگامی که من برای دریافت این تسهیلات به تهران سفر کردم، به من گفتند که شما اصلاً مشمول نمیشوید.
همیشه برای من سؤال بوده که چرا اینقدر قشم و کیش با هم تفاوت دارند. به نظر من پتانسیلهای قشم از کیش خیلی بیشتر است. بالای ۹۰ درصد از اکوسیستم دریایی کیش از بین رفته، ولی ما هنوز در قشم بخشهایی را داریم که اکوسیستم زنده دارند و قابلرؤیت هستند، اما از این پتانسیل استفاده نمیشود.
جزایر ناز
قایق ها
قایقهای مورداستفاده ما از نوع قایقهای کایاک هستند، قایقهای کشیدهای که پاروهای دو سر دارند. قایقهای کایاک برای مصارف گوناگون با طراحیهای مختلف در بازار جهانی عرضه میشوند؛ کایاک رودخانهای، کایاک آبهای آرام و کایاکهای مخصوص دریاهای آزاد.
قایقهایی که از آنها برای دریا استفاده میشود دودسته هستند؛
قایقهای Sit on Top که باید بر روی آن سوار شد و نوع دیگر به نام Sit in که دارای کاکپیت برای نشستن هستند.
Sit on Topها برای افراد مبتدی و بهطوری طراحی شدهاند که بهراحتی برنگردند و چپ نکنند تا افراد بتوانند با آموزش ساده و ابتدایی با امنیت بسیار بالا، بدون هیچ خطری وارد آب شوند. مسافت قابلپیمایش با این کایاکها بسته به توان فیزیکی گردشگران متغیر است.
کایاکهای Sit in قایقهایی برای افراد حرفهای و ورزشکار هستند، محفظهای برای قراردادن ابزار و وسایل کمپینگ دارند و میتوان با آنها کایاک سافاری را انجام داد و جوری طراحی شدهاند که بتوان مسافتهای طولانی را با آنها طی کرد.
تنوع تورها و ایمنی حتی برای معلولین
ما تورهای متنوعی از قبیل تورهای آموزشی، ماهیگیری، پرندهنگری و گشتهای ماجراجویانه و اکتشافی برای تمام ردههای سنی با علایق و آمادگی جسمانی متفاوت و نیازهای ویژه برگزار میکنیم. ازآنجاکه آموزش و ایمنی در تمامی مراحل اولویت ما است، در هر برنامه یک نجاتغریق و یک مربی قایقرانی شرکتکنندگان را همراهی میکنند. یک تور را برای گروه ماجراجویان دارای معلولیت ایران در قالب یک برنامه آزمایشی برگزار کردیم؛ ۱۲ نفر افراد دارای معلولیت از تهران آمدند و ما این ۱۲ نفر را روی آب بردیم.از این ۱۲ نفر، ۸ نفر قطع نخاع بودند. بدون اینکه حتی یک نفر در آب بیفتد دو ساعت قایقرانی کردند و بسیار به آنها خوش گذشته بود و بازخوردی که از آنها گرفتیم بسیار برای ما رضایتبخش و مایه مسرت بود.
گردشگری تجربه گرا را جدی بگیریم
در دستهبندیهای مرسوم گردشگری، گردشگری تجربه گرا با اینکه نسبتا جدید است به انتخاب اول توریستها تبدیل شده است و سرمایهگذاری بر این سبک گردشگری بسیار مهم است. قایقرانی به سبک غیر از قایق موتوری در سواحل قشم هم نوعی گردشگری تجربه گرا است که امیدواریم با درک بهتر این نوع گردشگری اتفاقات بهتری برای جزیره زیبا و بکر قشم رقم بخورد.
